X
تبلیغات
دکتر محمدرضا شمس انصاری - روانپزشک - جنسی

سه شنبه دوم خرداد 1391

طلاق وعدم رضایت جنسی

طلاق مانند هر پدیده ی نامطلوب اجتماعی مولد چندین عامل است که بعضی از آن ها با ریشه های اجتماعی، فرهنگی و محیطی و برخی دیگر با بنیادهای شخصی اعم از نارسایی های بیولوژیک و یا کمبود روانی جلوه گرند. از جمله علل طلاق، مشکلات جنسی زوجین می باشد. یکی از اصلی ترین انگیزه های تشکیل خانواده آمیزش و تامین نیاز جنسی است. از نظر روان شناسی، تمایلات جنسی هر شخص به سه عامل وابسته به هم مربوط است.

 این سه عامل عبارتند از جنسیت شخص، رفتاروگرایش جنسی شخص(sexual orientation) و هویت جنسی(identity sexual). این عوامل که در رشد و پیشرفت شخصیت تاثیر می گذارند. بررسی رابطه ی بین طلاق و ارتباط آن با مشکلات جنسی از مباحث مهم جامعه است.روابط جنسی شکل دهنده ی بخشی از ادراکات زوجین از همدیگر است و ادراکات جنسی در بین زوجین ارتباط مثبتی با رفتارهایی دارد که نگهدارنده و تداوم بخش ازدواج است. صمیمیت جنسی با صمیمیت عاطفی در ارتباط است. رابطه ی جنسی به منزله ی مینیاتور رابطه ی عمومی است. وجود جو دائمی خشونت و عصبانیت بین زوجین فرصت های شیرین و رمانتیک را سلب کرده، مجالی برای تحریک هوس جنسی و برقراری رابطه ی جنسی باقی نمی گذارد.در یک پژوهش که توسط منصوره و مژگان امیریان زاده انجام شده است،_ از منبع خانواده ما  ( www.khanevadeyema.com ) _  صد و بیست زن مراجعه کننده به مرکز مشاوره و دادگاه خانواده ی شهر شیراز بررسی شدند. نتایج به دست آمده نشان داد: تمایل روابط جنسی بین (حدود ۶۸%) زنان وجود نداشته است.

در حدود ۵۹ درصد، احساس عصبانیت بعد از فعالیت جنسی عنوان گردیده است. حدود ۶۳ درصد از زنان از معاشقه لذت نمی برند و به طور کلی میانگین رضایت جنسی در زنانی که در شرف طلاق بوده اند از زنانی که قصد طلاق نداشتند به مراتب کمتر بوده است. هم چنین زنانی که اختلاف زناشویی ندارند رضایت زناشویی بیشتری نسبت به زنانی که اختلاف دارند را نشان داده اند.تمایلات جنسی شخص آن چنان با کلیت شخصیت فرد در هم آمیخته و بر بینش او از خود، روابطش با دیگران و الگوهای کلی رفتار او تاثیر می گذارند که صحبت از تمایلات جنسی به عنوان یک پدیده ی مستقل در واقع غیر ممکن به نظر می آید.

ارضای صحیح غریزه ی جنسی طرفین مسئله ی مهم و پیچیده ای است که هیچ گاه نباید از کنار آن بی تفاوت گذشت، زیرا در استحکام و تزلزل خانواده نقش مهمی دارد. رابطه ی جنسی به منزله ی مینیاتور رابطه ی عمومی است. وجود دائمی خشم و عصبانیت بین زوجین فرصت های شیرین و رمانتیک را سلب کرده، مجالی برای تحریک هوس جنسی و برقراری رابطه ی جنسی نمی ماند. علاوه بر خشم آشکار، خشم فروخفته و نفرت ناگفته نیز به مشکلات جنسی می انجامد. ناتوانی از آشکار سازی خشم و نفرت یک یا هر دو زوج منجر به قهر کردن، سکوت های طولانی و یا نشان دادن ظاهری مودب و آرام اما باطنی پر تنش می شود.
میزان اعتماد زوجین نسبت به هم نیز تاثیری قاطع بر روابط جنسی دارد. هر عاملی که احساس اعتماد را تضعیف کند، انگیزش جنسی را تحلیل می برد. همواره مشکلات جنسی از دیر باز تاثیرات گوناگونی بر زندگی افراد داشته است. تجربه ی کودک از بازخوردهای خانواده اش نسبت به جنسیت، رفتار جنسی و روابط شخصی تحول روانی جنسی او را عمیقاً متاثر می سازد. در خانواده ای که سکس یک راز مگو است، کودک ممکن است آن را پلید و شرم آور بداند، بازخوردهای اجتنابی والدین نسبت به سکس و تجویز آن صرفاً برای تولید مثل و نه لذت طلبی، بازداری های شدید جنسی را در پی خواهد داشت. تحقیقات نشان داده که زنان به دلیل تربیت محدود کننده و بازخوردهای بازداری شده و یا تحریف شده ی والدین نسبت به فعالیت جنسی و فقدان آموزش کافی در این زمینه هم چنین به دلیل ترس، اضطراب و ... تمایل به روابط جنسی ندارند. میل جنسی یکی از نیازهای طبیعی انسان می باشد که عدم توجه مناسب به آن می تواند موجب مفاسد اجتماعی شود.

مسائل جنسی سهم قابل توجهی در رضایت مندی از زندگی مشترک داشته اند. براساس آمار،حدود ۶۵ درصد از زنان هنگام معاشقه خود را محدود می کنند و کارهایی را که برایشان لذت آور است انجام نمی دهند. زمانی که زن و شوهر در مورد مسائل جنسی با هم اختلاف دارند، بهترین راه آن است که در مورد اختلافات با هم به گفت و گو بپردازند و آنها را حل کنند. رفتار محبت آمیز با هم امکان اظهار عشق در روابط صحیح را فراهم می کند. 
لذا بر آزمایشات مربوط به سلامت جسمی و جنسی قبل از ازدواج تاکید میشود؛ آموزش دانش جنسی به زوجین، داشتن اطلاعات کافی در مورد امور جنسی، آزاد بودن از ترس ها، تعصبات کور و همین طور آموزش نحوه ی دوری از انحرافات مربوط به موضوعات و مسائل جنسی مواردی است که هر زن و مردی قبل از ازدواج باید بداند. وظیفه ی والدین، سازمان ها و نهادهای مختلف این است که این آگاهی را به فرزندان خود بدهند تا آن ها در خانواده با مشکل مواجه نشوند. هم چنین تناسب و تعادل در میزان تمایلات جنسی زوجین از عوامل مهمی است که در موفقیت زندگی زناشویی تاثیر دارد و هر چه این تناسب بیشتر باشد، به همان نسبت نیز رابطه جنسی لذت بخش تر و اختلافات کمتر می شود.

بنابراین، آموزش مهارت های زندگی به ویژه مهارت های ارتباطی (کلامی- جنسی) ضروری می باشد. دشواری های جنسی به سادگی در متن یک رابطه ی زناشویی هویدا می شود. این مشکلات با سلطه گری (جنگ قدرت)، حسادت، تنبیه، ترس از بی وفایی و تعارض های مداوم در زمینه های دیگر زندگی هم بستگی دارد. متقابلاً مشکلات جنسی به معضلات رابطه ای جدید دامن می زند. یکی از موارد مهمی که در روابط جنسی مطرح است، آمادگی روانی زوجین می باشد. میزان آمادگی روانی بستگی به تجربیات اطلاعات و مطالعات قبل از ازدواج دارد. در آخر، توصیه می شود جهت بهبود، شناخت و اصلاح روابط جنسی علاوه بر مطالعه و مراجعه به مراکز مشاوره، زوجین باید در مورد توقعات، رفتار و ارزش ها با هم گفت و گو کنند. این امر به منظور بهبود روابط جنسی بسیار سازنده است و موجب تقویت جنبه های مختلف ازدواج، بهداشت روانی زوجین و پایداری خانواده ها می شود.


برچسب‌ها: طلاق, عدم, رضایت, جنسی
نوشته شده توسط دکتر محمدرضا شمس انصاریShamsansari در 5:39 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم خرداد 1391

ناکامی زنان از همبستری-تحریک جنسی مناسب

اکثر مردان متاهل ، باور ندارند که از آیین همبستری اطلاعات ناقصی دارند.
بر اساس اظهارات بانوان معلوم شده که سبب سرد مزاجی کمتر از نیمی از آنان همین عامل کامروا نشدن از همبستری است .
آنها به موجب نا آشنایی همسرانشان با اصول زن داری و برقراری روابط جنسی ، چـه بسا هیچ مفهومی از این روابط در ذهن نداشته باشند، بلکه آن را عملی حیوانی ، غیر بهداشتی و مشمئز کننده بدانند که جز اتلاف وقت ثمری ندارد.

خیلی از مواقع اشـکال اصلی به طرف مقابل آنها یعنی به مرد مربوط می شود که باید وظایف خود را درست اجرا کند . گاهی اوقات مرد با آنکه با شیوه های روابط جنسی آشناست بر اثر فشار شهوت یا خودخواهی ، همسر خـود را در کـامـروا شـدن یـاری نـمـی کـند و پیش از ارضای او دست از عمل زناشویی می کشد. سردی جنسی خصیصه ای نیست که با انسان زاییده شود و تا دم مرگ باقی و برقرار بماند.

فردی کـه احساسات جنسی ندارد ممکن است فقط به این علت باشد که تاکنون با نوع تحریکی که در او عکس العمل به وجود می آورد، مواجه نشده است .
اگـر قدرت جنسی مرد ناکافی یا میل جنسی او کم باشد، اگر انزال زود یا بسرعت واقع شود و مـرد خـود را عـقب بکشد، آن وقت است که در زن تنفر و اکراهی در مقابل روابط جنسی به وجود می آید. یعنی یا تحریک نشده و یا محرومیتهای متوالی بتدریج سبب از بین رفتن احساس لذت و از بـیـن رفـتـن میل جنسی او می شود. در هرحال اگر به طور متوالی او را محروم نگاه دارند پس از مدتی به هیچ وجه لذت نخواهد برد .
شاید همسر ، مردی بسیار مهربان ، و زن  دوست و صمیمی و صـبـور باشد. ولی از نظر عمل زناشویی هیچ توجهی به رضایت زن نداشته باشد و لذت جنسی همسر را نادیده بگیرد.

سردی مزاج در زنانی دیده میشود که تمایل و هوس جنسی کم داشته و یا اصلا نداشته و از آن بهرمند نمی گردند . درصد زیادی از آنها مشکل در  مسائل عاطفی دارند.
باید توجه داشت مدت زمـانـی کافی که زن برای عکس العمل جنسی لازم دارد خیلی طولانی تر است تا مرد، زیرا هم زمان بیشتری لازم است تا تحریک شود و هم زمان بیشتری طول خواهد کشید تا به اوج لذت جنسی برسد.

اگر مرد روابط جـنـسـی را فقط وسیله ای برای ارضای امیال بیولوژیکی خود تصور کرده ، قبل از نزدیکی برای تحریک هـمـسـر خـود کوشش نکند یا نتواند برای مدتی نعوظ خود را نگاه دارد و زود به اوج لذت جنسی برسد، زن ممکن است کاملا تحریک نشده و قبل از اتمام عمل نزدیکی به اوج لذت جنسی نرسیده باشد . در چنین صورتی عمل مقاربت می تواند برای زن دردناک باشد و تجربه بد از رابطه جنسی در ذهن او باقی بماند.

چگونه میتوان کانون سرد خانواده را که به علت مشکلات جنسی بوجود آمده، مجدداً گرم کنید؟
چگونه میتوان آقایان را به اوج لذت جنسي رساند؟
نقاط تحریک پذیر آقایان کجاست؟
چگونه باید با شوهر تان برخورد رفتاری موثر جنسی داشته باشید؟
هدف از ثبت و درج اين مطلب ايجاد روابط صميمانه با زوج و استحکام روابط زن و شوهر و کانون خانواده است

رابطه جنسی نقش بسیار مهمي در ازدواج دارد، ولي با اينحال زوج هاي زيادي بدون توجه عميق به آن زندگي ميكنند. در اين بحث از ديدگاه مرد و زن نحوه صحيح رابطه جنسي را بررسي مي کنيم .

همه مي دانند كه رابطه جنسي حياتي ترين جزء همه ي ازدواج هاست. پس اگر يكي يا هر دوي زوجين علاقه و رغبت خود را از دست دادند چه مي شود؟ تحقيقات نشان داده است كه درصد انبوهی از چننین ازدواج هايي با شكست مواجه مي شود. (بعد از مسايل مالي، مسايل جنسي دومين دليل براي طلاق شناخته شده است) نااميد نشويد. راه هاي زيادي براي جلوگيري از آن وجود دارد. در اينجا سه راه براي جان بخشيدن دوباره به زندگی جنسی برای شما فراهم آمده است. پس اگر مي خواهید کانون خانواده تان ، مراحل زیر را دنبال كنيد.

به خودتان متكي باشيد
فرقي نمي كند كه همسرتان چقدر دوستتان داشته باشد و بخواهد ارضائتان كند؛ تحريكات و شور جنسي او به هيچ وجه شبيه به شما نيست. به همين دليل غيرمنطقي است اگر انتظار داشته باشيد هر زمان شما تحريك شديد در اختيارتان باشد. بايد ياد بگيريد كه چطور گهگاه نيازهايتان را كنترل كنيد. احتمالاً تصور خواهيد كرد كه عادلانه نيست و مطمئناً عصباني خواهيد شد.

البته باید كه زوج ها تا آنجا كه مي توانند در زندگي جنسي خود با همسرشان انرژي لازم را صرف کنند، اما بااينحال باز هم ممكن است زمان هايي وجود داشته باشد كه شما آمادگي رابطه ي جنسي را داشته باشيد در حاليكه همسرتان ندارد. اين مسئله اي كاملاً نرمال و طبيعي است و بايد آن را بپذيريد. هرچه تلاش همسرتان براي فهميدن شما و نيازهايتان بايد بيشتر شود، تلاش شما نيز در درك اين تفاوت ها بايد افزايش يابد. قسمتي از اين درك و پذيرفتن با اتكاي گاه و بيگاه شما به خودتان براي ارضاي ميل جنسيتان نشان داده مي شود. اگر اطمينان داشته باشيد كه همسرتان واقعاً دوستتان دارد و به شما توجه مي كند، انجام اينكار با راحتي بيشتري صورت خواهد گرفت.

تنوع، مزه ي زندگي است
احتمالاً زندگي جنسي شما دچار يكنواختي شده است. حتي مهيج ترين فرد در رابطه جنسي هم اگر رابطه جنسي برايش تكرار مكررات شود، از آن دلزده خواهد شد. اگر اين مورد را در رابطه جنسي خودتان با همسرتان هم مشاهده مي كنيد، پس وقتش رسيده كه كمي تنوع وارد اين رابطه كنيد. براي جلوگيري از يكنواختي جنسي، بايد كمي خلاق باشيد.

* مكاني جديد انتخاب كنيد : هميشه يک گوشه خاص براي معاشقه جنسي خود انتخاب نکنيد

* لباس زبر های مناسب و جدید بخرید

* عطر خوشبو استفاده کنيد

* حتما مسائل بهداشتي و نظافتي را رعايت کنيد : آرايش و زدودن موهاي زائد بسيار مهم است و نشانه اهميت دادن به شريک زندگي خود مي باشد .

* معمول است که مرد در رابطه جنسي پيش قدم مي شود . بد نيست براي تنوع زن نيز گاهي پيش قدم شود .

*رفتار تحريک آميز داشته باشيد : عشوه و ناز زنانه جنسي قبل از نزديکي سبب تحريک شديد مرد مي شود

* با آرامش و مهرباني با او رفتار کنيد : خشن و عجول نباشيد . سعي کنيد با کلام ، نگاه ، حرکات و رفتار خود به ارامي همسر را تحريک کنيد . بگذاريد او نشانه هاي عشق و محبت را در شما ببيند و به ارامي به او نزديک شويد ...

* بوسه قديمي ترین نقطه شناخته شده براي تحريک :است که شامل بوسيدن لب ها ، صورت ، لاله گوش ، گردن و يا هر قسمتي از بدن همسر باشد که پيدا کردن نقطه هاي حساس تر مدتي طول مي کشد و به نسبت بلوغ و فهم جنسي مرد و زن نقاط مربوطه شناخته مي شود

* گفتار هاي عاشقانه : تحريک فقط به نوع فيزيکي محدود نمي شود و نوع رواني نيز دارد که بايد به صورت همزمان استفاده شود صحبت هاي عاشقانه که هنگام رسیدن زن و شوهر به هم رد و بدل مي شود بسيار پر اهميت است .

* لمس و نوازش با حوصله : سطح داخلي ران ( مرد و زن ) و لب هاي فرج ( زن ) ، بيضه و نواحي اطراف آن (مرد) ، گرفتن و فشردن کمر ( زن و مرد ) ، کليتوريس زن که تحريک و نوازش آن حکم آلت مرد را دارد

* همانند گنجشک آميزش نکنيد و همسر خود را با آرامش آماده و راضی سازيد . سعي کنيد در اولين مرحله همسر خور را در شرايط نعوظ کامل قرار دهيد : در مردها با تحريک آلت تناسلي و مالش و نوازش آن حالت نعوظ فراهم مي شود ( بلند شدن و سفتي آلت تناسلي در مرد را نعوظ مرد گويند ) . در خانمها نعوظ يعني تحريک و سفتي کليتوريس و نوک پستان .

* فراهم کردن تحريک لازم در همسر : مرد با فکر و يا در نظر آوردن نقاط شهوت انگيز و يا عوامل رواني نعوظ به او دست داده و اغلب در اين حالت تحريک شده به حساب مي آيد آنچه بر زن لازم است تحريک موضعي نيست بلکه تحريک موقعي است و آن زماني است که مرد در حاليکه دخول انجام مي دهد نعوظ وي کاهش مي يابد و دخالت زن با تحريک مرد در حالي که عضلات مهبل را بر روي آلت مرد فشار داده رانها را بهم نزديک مي کند و امکانا با دست ماليدن به پشت مرد در امتداد ستون فقرات وي ، نعوظ مرد برگشته و مرد را راضي مي سازد

* مرد بايد در آغاز رابطه جنسي ذهن و فعاليت خود را متوجه تحريك و آماده كردن زن نمايد. و البته زن نيز بايد به آماده سازي مردش در اين مرحله توجه داشته باشد

* مرد هر چه بيشتر بتواند با مهارت زن را تحريك كند زن در ادامه هر كاري مرد طالب باشد انجام مي‌دهد. اين مسئله براي خانم ها نيز صادق است .

*زمان دخول بهترين زمان براي سخنان محبت‌آميز است. در اين لحظه از همسر خود قدرداني کنيد و او را بهترين بناميد که اين خود سبب افزايش روابط زناشويي و استحکام زندگي مي شود

*به همسر خود بفهمانيد که رابطه جنسي با او سبب آرامش او مي شود و مي خواهيد با اين عمل عشق و محبت خود را بيشتر به او ثابت کنيد و هدف فقط ارضاء جنسي-جسمي نيست بلکه روح معنوي شما نيز با اين عمل ارضاء مي شود .

*بهتر است با همسر خود از قبل هماهنگ كنيد كه اسپرم کجا ريخته شود چرا که اين مطلب سبب آرامش خاطر بيشتر طرفين و تحريک بيشتر مي شود.

* شوهر باید زماني كه مطمئن نشده كه زن به اوج لذت و ارضا شدن نزديك نشده از ارضاء خود جلوگیری كند. دیدن ارگاسم و ارضاء زن براي مرد بسيار ارزشمند و تحريک کننده است . سعي کنيد اول زن به اوج لذت برسد و مرد با کمي فداکاري و خويشتن داري بعد از زن ارضاء شود . وقتي اول زن ارضاء شود تمايل جنسي مرد بيشتر ميشود و مي تواند براحتي خود را به اوج لذت برساند ولي وقتي مرد اول ارضاء شود زن او را ناتوان جسمي مي بيند و تصور بر آن دارد که مردش به او در اين لحظه توجه کمتري دارد و اين مسئله مي تواند باعث تاخير و حتي عدم ارضاء زن شود . به محض شروع ارضا از طرف زن، مرد نيز مي‌تواند خود را ارضا كند. بهترين شيوه ارضا‌شدن، همزماني آن بين طرفين است.

* توجه به این نکته مهم است که معمولاً مردها پس از ارضاشدن يا مي‌خوابند، يا پشت به زن مي‌كنند. در صورتي كه كاري كه بايد انجام دهند اين است كه شروع به بغل كردن و نوازش زن كنند. و به او آرامش دهند تا استراحت كند.

* شایسته است كه زن شربتی گوارا تهیه نموده و بعد از پایان ، براي همسر خود بیاورد.

*در آخر بعد از انجام رابطه جنسي بهتر است از همسر خود تشکر كنيد

و...هزاران كار ديگر هست كه مي توانيد براي از بين بردن يكنواختي موجود در رابطه تان انجام دهيد.

اگر همه چيز عمل نكرد، صادق ومهربان و قاطع باشيد

زوج های زیادی بوده اند كه بي علاقگی و نارضايتي يكي از زوجين از رابطه جنسی باعث جدايي آنها شده است. البته شما هم ممكن است به فكر اينكار بيفتيد. اما بدانيد طلاق يا برقراري رابطه ي جنسي با افرادی غير از همسر تان (خیانت به همسر) ، راه حل هاي مناسبي نيستند. درست است كه عشقبازي با غير مي تواند مشكلتان را حل كند، اما بدانيد كه در طولاني مدت مشكلات بيشتري نيز برايتان ايجاد مي كند و باعث خراب تر شدن ازدواج تان هم مي شود. حتي اگر ازدواجتان هم سالم باقي بماند، درد و رنجي كه همسرتان از عشقبازي شما با كس ديگري متحمل مي شود، بي اندازه است.

طلاق هم راه حل خوبي به شمار نمي رود. اگر به جاي پيدا كردن راه حل و برطرف كردن مشكل، از آن فرار كنيد(پاک صورت مسئله)، ممکن است زوج ديگري پيدا كنيد كه او نيز از نظر جنسي با شما ناهماهنگ و ناسازگار باشد، و بهتر است از خود بپرسيد اين كار را تا كجا ادامه خواهيد داد؟

قبل از اينكه بار و بنديلتان را جمع كنيد و همسرتان را ترك كنيد، ببینید آيا همسر تان از این جریان خبر دارد؟ اطلاع دارد كه شما از رابطه ي جنسيتان با او ناراضي هستيد؟

كار ار به دعوا نكشانيد. تقصيرها را به گردن او نيندازيد، انتقاد نكنيد، فقط خيلي آرام به او در مورد مشکلات تان صحبت کنید بگوييد كه به خاطر اختلافاتی كه در روحيات جنسي شما وجود دارد، مي خواهيد كاري کنید که به بهبود رابطه تان منتهی میشود و برای این کار همکاری بیشتر او کمک میکند و باید برای بهتر شدن ارتباطشان هردو فعالانه رفتار نمایند و برای این امر باید حتی با کنار گذاشتن خجالت و تعصبات به متخصصین مربوطه مراجعه نمایند.

افكار خود را با او در ميان بگذاريد. اين را به صورت يك تهديد مطرح نكنيد. فقط ميزان اميدواري خود را با او در ميان بگذاريد. به او فرصتي دوباره براي اصلاح و سازگار شدن بدهيد، و منتظر نتیجه ي آن شوید


برچسب‌ها: تحریک, جنسی, همبستری
نوشته شده توسط دکتر محمدرضا شمس انصاریShamsansari در 5:22 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم خرداد 1391

رشد جنسی

مراحل رشد رواني- جنسي فرويد
        رشد رواني- جنسي چيست؟

        بر طبق نظريه فرويد، شخصيت انسان‌ها غالباً تا سن 5 سالگي شکل مي‌گيرد. تجربيات اوليه، نقش مهمي در رشد شخصيت ايفاء مي‌کند و تأثيرات آن‌ها در رفتارهاي بعدي انسان در زندگي تداوم مي‌يابد. نظريه رشد شخصيت فرويد، يکي از معروف‌ترين و در عين‌حال بحث برانگيزترين نظريه‌هاست. فرويد اعتقاد داشت که شخصيت انسان‌ها طي يک سري مراحل دوران کودکي شکل مي‌گيرد که در خلال آن‌ها، انرژي‌هاي لذت‌جوي «خود» ( id ) بر ناحيه‌‌هاي تحريک‌پذير خاصي متمرکز مي‌شود. اين انرژي رواني-جنسي يا «زيست مايه» ( libido ) به عنوان نيروي محرکي که در پشت رفتارها قرار دارد، در نظر گرفته شده است.

        اگر اين مراحل با موفقيت تکميل گردند، نتيجه‌اش شخصيت سالم خواهد بود. و چنانچه جنبه‌هاي خاصي در مرحله مناسب خود حل نشده باقي بماند، مي‌تواند به «تثبيت» بيانجامد. تثبيت يعني تمرکز ماندگار بر روي يک مرحله رواني-جنسي قبلي. تا وقتي که اين تعارض حل نشود، فرد در اين مرحله همچنان «گرفتار» باقي مي‌ماند. براي نمونه، کسي که در مرحله دهاني تثبيت شده باشد. ممکن است بيش از حدّ به ديگران وابسته باشد و در جستجوي تحريک دهاني از طريق سيگار کشيدن، نوشيدن يا خوردن برآيد.

        مرحله دهاني

        در خلال اين مرحله، تنها راه تعامل نوزاد با جهان خارج از طريق دهان است و در نتيجه واکنش مکيدن اهميت خاصي دارد. دهان براي خوردن، ضرورت دارد و نوزاد از تحريک دهاني از طريق فعاليت‌هاي ارضاءکننده‌اي نظير مکيدن و مزه کردن، لذت مي‌برد. به دليل آن که نوزاد به طور کامل به پرستارش وابسته است (کسي که به او غذا مي‌دهد)، نوعي حس اعتماد و آسايش از طريق اين تحريک دهاني در او رشد مي‌يابد.

        تعارض اصلي در اين مرحله، فرايند از شيرگرفتن است- بچه بايد وابستگي کمتري به پرستارش پيدا کند. اگر تثبيت در اين مرحله اتفاق افتد، فرويد معتقد است که فرد در آينده با مشکلاتي از قبيل وابستگي يا پرخاشگري روبرو خواهد شد. تثبيت دهاني مي‌تواند به مسائلي در خوردن، آشاميدن، سيگارکشيدن يا ناخن جويدن منجر شود.

        مرحله مقعدي

        در خلال اين مرحله، به عقيده فرويد تمرکز اصلي «زيست مايه» بر کنترل حرکت‌هاي ادرار و دفع است. تعارض اصلي در اين مرحله، آموزش آداب دستشويي رفتن است. بچه بايد ياد بگيرد که نيازهاي بدني خود را کنترل کند. رشد اين کنترل به حس استقلال و پيشرفت مي‌انجامد.

        بنا بر گفته فرويد، موفقيت در اين مرحله به رويکرد پدر و مادر در آموزش آداب دستشويي رفتن دارد. نخستين رويکرد، مستلزم پاداش و تشويق به خاطر استفاده از دستشويي در زمان مناسب است. و دومين رويکرد، تنبيه، تمسخر يا شرمنده کردن بچه به خاطر عدم استفاده از دستشويي است.

        اگر پدر و مادر رويکر خيلي ملايمي را برگزينند، «شخصيت مقعدي-دفعي» رشد خواهد کرد که شخصيتي مخرّب، نامرتب و ولخرج خواهد بود. و چنانچه پدر و مادر خيلي سختگير باشند و يا آموزش آداب دستشويي رفتن را از خيلي زود شروع کنند، «شخصيت مقعدي-ضبطي» رشد خواهد کرد که شخصيتي محکم، منظم، جدّي و وسواسي خواهد بود.

        مرحله آلتي

        در اين مرحله، تمرکز اصلي «زيست مايه» بر دستگاه تناسلي است. بچه‌ها تفاوت بين زن و مرد را کشف مي‌کنند. فرويد عقيده داشت که پسرها شروع به در نظر گرفتن پدر به عنوان رقيبي براي عاطفه مادر مي‌کنند. «عقده اُديپ» به تشريح اين احساس يعني در اختيار داشتن مادر و تمايل به جايگزيني پدر مي‌پردازد. از طرف ديگر، بچه مي‌ترسد که به خاطر اين احساس مورد تنبيه پدر قرار گيرد. ترسي که فرويد آن را «اضطراب اختگي» مي‌نامد.

        از عبارت «عقده الکترا» براي تشريح احساسات مشابه در دختران جوان استفاده شده است. فرويد اين تجربه در دختران را «غبطه قضيب» مي‌نامد.

        نهايتاً بچه با پدر يا مادر همجنس خود (پسر با پدر، دختر با مادر) به شناخت جنسي بيشتري دست مي‌يابد. در مورد دختران، فرويد عقيده داشت که غبطه قضيب هيچگاه به طور کامل از بين نمي‌رود و تمامي زنان تا حدّي در اين مرحله تثبيت شده باقي مي‌مانند. روان‌شناساني چون خانم کارن هورناي اين نظريه را رد کرده و آن را نادقيق و براي زنان تحقيرآميز دانسته‌اند. خانم هورناي در مقابل ادعا کرده است که مردان به دليل اين که نمي‌توانند موجود ديگري را به دنيا آورند با احساس حقارت و نقص دست و پنجه نرم مي‌کنند.

        دوره نهفتگي
 

        در اين دوره، علائق «زيست مايه» سرکوب شده‌اند. رشد «خود» ( ego ) و «فراخود» ( superego ) در اين دوره آرامش دخالت دارد. اين مرحله حدوداً زماني آغاز مي‌شود که کودک وارد مدرسه مي‌شود و توجه بيشتري به روابط با همسن و سالان و بازي‌ها و ... پيدا مي‌کند.

        دوره نهفتگي، زمان کشف کردن است که در آن، انرژي جنسي هنوز وجود دارد امّا به ناحيه‌هاي ديگري نظير تعاملات اجتماعي منحرف شده است. اين مرحله در رشد مهارت‌هاي اجتماعي و ارتباطي و اعتماد به نفس اهميت دارد.

 
        مرحله تناسلي

        در آخرين مرحله از رشد رواني-جنسي، ميل جنسي شديدي به جنس مخالف به وجود مي‌آيد. در حالي که در مراحل قبلي، تمرکز صرفاً بر روي نيازهاي فردي بود، در اين مرحله توجه به خوشبختي ديگران رشد مي‌يابد. اگر ساير مراحل با موفقيت تکميل شده باشند، اکنون فرد بايد متعادل، صميمي، مهربان و نوع دوست باشد. هدف اين مرحله، برقراري تعادل بين جنبه‌هاي مختلف زندگي است.

          ارزيابي نظريه رشد رواني-جنسي فرويد

              اين نظريه تقريباً به طور کامل بر روي رشد مردان متمرکز است و توجه کمي به رشد رواني-جنسي زنان دارد.

              آزمايش علمي نظريه فرويد دشوار است. مفاهيمي چون «زيست مايه» قابل سنجش و اندازه‌گيري نيستند و در نتيجه نمي‌توان آن‌ها را آزمود. تحقيقات به عمل آمده، تا حد زيادي بي‌اعتباري نظريه فرويد را نشان داده‌اند.

              پيش‌بيني‌هاي آينده خيلي مبهم هستند. چگونه مي‌توان دانست که يک رفتار فعلي مشخصاً به دليل يک تجربه در دوران کودکي مي‌باشد؟ فاصله زماني بين علّت و اثر آنقدر زياد است که به سختي مي‌توان رابطه‌اي را بين دو متغير در نظر گرفت.

              نظريه فرويد بر پايه مطالعات موردي و نه پژوهش‌هاي تجربي است. همچنين، فرويد نظريه خود را برپايه جمعي از بيماران بالغ خود بنا نهاده است، نه بر روي مشاهده واقعي و مطالعه کودکان.


برچسب‌ها: رشد, جنسی, فروید
نوشته شده توسط دکتر محمدرضا شمس انصاریShamsansari در 4:51 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم خرداد 1391

رشد روانی

گاهي اوقات درک اين که مردم چگونه رشد يافته‌اند و چرا اين‌گونه عمل مي‌کنند، دشوار و پيچيده است. نظريه‌هاي رشد، چهارچوب مفيدي را براي تفکّر درباره رشد و نمو و يادگيري انسان فراهم مي‌سازند. اگر براي شما نيز اين سوال پيش آمده است که چه چيزي انگيزه افکار و رفتار انسان است، درک اين نظريه‌ها بينش مفيدي را هم براي تک‌تک افراد و هم براي جامعه فراهم مي‌نمايد. آنچه در زير مي‌آيد برخي از مهم‌ترين نظريه‌هايي است که براي توضيح و تشريح جنبه‌هاي مختلف رشد انسان پديد آمده‌اند:
  نظريه رشد اريکسون
رشد رواني-اجتماعي چيست؟
نظريه رشد رواني-اجتماعي اريکسون يکي از معروف‌ترين نظريه‌هاي شخصيت در روان‌شناسي است. اريکسون نيز همانند فرويد اعتقاد داشت که شخصيت هر فرد، طي مراحلي رشد مي‌يابد. نظريه اريکسون برخلاف نظريه مراحل رواني-جنسي فرويد، به تشريح تاثير تجربه اجتماعي در تمام طول عمر مي‌پردازد.
يکي از عناصر اصلي در نظريه مراحل رواني-اجتماعي اريکسون، رشد هوّيت خود ( ego identity ) است. «هويت خود»، حس آگاهانه خود است که ما از طريق تعاملات اجتماعي رشد مي‌دهيم. به گفته اريکسون، «هويت خود» ما با هر تجربه و اطلاعات جديدي که در تعاملات روزانه خود با ديگران به دست مي‌آوريم، دائماً تغيير مي‌کند. اريکسون همچنين عقيده داشت که علاوه بر «هويت خود»، يک حس صلاحيت نيز انگيزه رفتار و اعمال ما را تشکيل مي‌دهد.
هر مرحله در نظريه اريکسون به صلاحيت يافتن و شايسته شدن در يک محدوده از زندگي مربوط است. اگر يک مرحله به خوبي پشت‌سر گذاشته شود، شخص احساس تسلّط خواهد کرد. و اگر يک مرحله به طور ضعيفي مديريت شود، حس بي‌کفايتي در شخص پديد خواهد آمد.
اريکسون عقيده داشت که افراد در هر مرحله، با يک تضاد روبرو مي‌شوند که نقطه عطفي در پروسه رشد خواهد بود. به عقيده اريکسون، اين تضادها بر به وجود آوردن يک کيفيت رواني يا ناکامي در به وجود آوردن آن کيفيت متمرکزند. در خلال اين دوره، هم زمينه براي رشد شخصي بسيار فراهم است و هم از سوي ديگر، براي شکست و ناکامي
مرحله 1 رشد رواني- اجتماعي: اعتماد در برابر بي‌اعتمادي
نخستين مرحله نظريه رشد رواني-اجتماعي اريکسون بين تولّد تا يک سالگي پديد مي‌آيد و بنيادي‌ترين مرحله در زندگي است.
به دليل آن که نوزاد به طور کامل وابسته است، رشد اعتماد در او به کيفيت و قابليت اطمينان کسي که از او پرستاري مي‌کند بستگي دارد.
اگر اعتماد به نحو موفقيت‌آميزي در کودک رشد يابد، او در دنيا احساس امنيت خواهد کرد. اگر پرستار ناسازگار، پس زننده يا از نظر عاطفي غيرقابل دسترس باشد، به رشد حس بي‌اعتمادي در کودک کمک مي‌کند. عدم توفيق در رشد اعتماد، به ترس و باور اين که دنيا ناسازگار و غيرقابل پيش‌بيني است منجر مي‌گردد.
مرحله 2 رشد رواني-اجتماعي: خودگرداني و اتکاء به نفس در برابر شرم و شک
دومن مرحله نظريه رشد رواني-اجتماعي اريکسون در دوران اوليه کودکي صورت مي‌گيرد و بر شکل‌گيري و رشد حس عميق‌تري از کنترل شخصي در کودکان تمرکز دارد.
اريکسون همانند فرويد عقيده داشت که آموزش آداب دستشويي رفتن، بخش حياتي و ضروري اين فرايند است. امّا استدلال اريکسون کاملاً با فرويد متفاوت بود. اريکسون عقيده داشت که يادگيري کنترل کارکرد بدن به پيدايش حس کنترل و استقلال مي‌انجامد.
رويدادهاي مهم ديگر در اين مرحله شامل به دست آوردن کنترل بيشتر بر انتخاب غذا، اسباب‌بازي و لباس است.
کودکاني که اين مرحله را با موفقيت پشت سربگذارند، احساس امنيت و اطمينان مي‌کنند. در غير اين صورت، حس بي‌کفايتي و شک به خود در آن‌ها باقي مي‌ماند.
مرحله 3 رشد رواني-اجتماعي: ابتکار در برابر گناه
در خلال سال‌هاي قبل از مدرسه، کودکان شروع به قدرت نمايي و اعمال کنترل بر دنياي خود از طريق برخي بازي‌ها و ساير تعاملات اجتماعي مي‌کنند.
کودکاني که اين مرحله را با موفقيت بگذرانند، حس توانايي شخصي و قابليت رهبري ديگران را پيدا مي‌کنند. و آن‌هايي که در به دست آوردن اين مهارت‌ها ناکام مي‌مانند، حس گناه، شک به خود و کمبود ابتکار در آن‌ها باقي مي‌ماند.
مرحله 4 رشد رواني-اجتماعي: کوشايي در برابر حقارت
اين مرحله، سال‌هاي اول مدرسه، تقريباً از 5 سالگي تا 11 سالگي را در برمي‌گيرد.
کودکان از طريق تعاملات اجتماعي شروع به رشد حس غرور نسبت به دستاوردها و توانائي‌هاي خود مي‌کنند.
کودکاني که توسط والدين يا معلمان تشويق و هدايت مي‌شوند، حس کفايت، صلاحيت و اعتقاد به توانايي‌هاي خود در آن‌ها به وجود مي‌آيد.
آن‌هايي که از سوي والدين، معلمان يا هم‌سن و سال‌هاي خود به قدر کافي مورد تشويق قرار نمي‌گيرند به توانايي خود براي موفقيت، شک خواهند کرد.
مرحله 5 رشد رواني-اجتماعي: هويت در برابر گم‌گشتگي
در دوران نوجواني، کودکان به کشف استقلال خود مي‌پردازند و به عبارت ديگر، خود را حس مي‌کنند.
آن‌هايي که از طريق کاوش‌هاي شخصي، تشويق و پشتيباني مناسبي دريافت کنند، اين مرحله را با حس استقلال و کنترل و نيز حسي قوي نسبت به خود پشت‌سر مي‌گذارند. و کساني که نسبت به باورها و تمايلات خود نامطمئن بمانند، درباره خود و آينده نيز نامطمئن و گم‌گشته خواهند بود.
مرحله 6 رشد رواني-اجتماعي: تعلّق در برابر انزوا
اين مرحله، دوران اوليه بزرگسالي، يعني زماني که افراد به کشف روابط شخصي مي‌پردازند را در بر مي‌گيرد.
اريکسون عيقده داشت که برقرار کردن روابط نزديک و متعهدانه با ديگران ضرورت دارد. کساني که در اين مرحله موفق باشند، روابط مطمئن و متعهدانه‌اي را به وجود خواهند آورد.
به ياد داشته باشيد که هر مرحله بر پايه مهارت‌هاي يادگرفته شده در مراحل قبل بنا مي‌شود. اريکسون عقيده داشت که حس قوي هويت شخصي براي ايجاد روابط صميمانه و همراه با تعلّق خاطر اهميت دارد. مطالعات نشان داده‌اند که کساني که حس ضعيفي نسبت به خود دارند در روابطشان نيز تمايل به تعهدپذيري کمتري دارند و بيشتر در معرض انزواي عاطفي، تنهايي و افسردگي قرار دارند.
مرحله 7 رشد رواني-اجتماعي: فعاليت در برابر رکود
در دوران بزرگسالي، ما به ساختن زندگي خود ادامه مي‌دهيم و تمرکزمان بر روي شغل و خانواده قرار دارد.
کساني که در اين مرحله موفق باشند، حس خواهند کرد که از طريق فعال بودن در خانه و اجتماع خود، در کار جهان مشارکت دارند. آن‌هايي که در به دست آوردن اين مهارت ناموفق باشند، حس غيرفعال بودن، رکود و درگير نبودن در کار دنيا را پيدا خواهند کرد.
مرحله 8 رشد رواني- اجتماعي: يکپارچگي در برابر نااميدي
اين مرحله مربوط به دوران کهنسالي است و بر بازتاب فعاليت‌هاي گذشته تمرکز دارد.
آن‌هايي که در اين مرحله ناموفق هستند حس خواهند کرد که زندگيشان تلف شده است و بر گذشته افسوس خواهند خورد. در اين حالت است که فرد با حس نااميدي و ناخشنودي روبرو خواهد شد.
کساني که از دستاوردهاي گذشته خود در زندگي احساس غرور داشته باشند، حس يکپارچگي، درستي و تشخّص خواهند کرد. با موفقيت پشت سرگذاشتن اين مرحله يعني نگاه به گذشته با اندکي تأسف و احساس رضايت کلّي. اين افراد کساني هستند که خردمندي به دست مي‌آورند، حتي در مواجهه با مرگ.

فروید به گونه ای دیگر مراحل رشد انسان را تعریف میکند


برچسب‌ها: رشد, روانی, جنسی
نوشته شده توسط دکتر محمدرضا شمس انصاریShamsansari در 4:51 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم خرداد 1391

بلوغ جنسی

آموزش تغییرات جنسی دوران بلوغ
سنین ۱۲ـ۹ سالگی برای بسیاری از نوجوانان به معنی مرحله‌ای جدید از زندگی است که با تغییرات ویژه‌ای در بدن آشکار می‌شود. در این دوره باید آمادگی‌های لازم در مورد بلوغ جنسی و تغییرات ناشی از آن (به‌ویژه در دختران) ایجاد شود.
این مرحله که با آغاز نوجوانی و بلوغ همراه است، می‌تواند نگرانی‌های ویژه‌ای را در فرد ایجاد کند که از مسائل مربوط به بلوغ و تغییرات ناشی از آن سرچشمه می‌گیرد. دختران ده‌ساله‌ای که تغییرات بدنی ناشی از این دوره را تجربه می‌کنند نسبت به‌خود حساس‌تر شده و از بلندی یا کوتاهی قد خود نسبت به همسالان نگرانند. به‌علاوه بزرگ شدن و جوانه‌زدن سینه‌ها نیز ممکن است برای آنها نگرانی‌هائی ایجاد به‌وجود آورده و فکر کنند نسبت به سایر دوستانشان ظاهر زنانه‌تری پیدا کرده‌اند.
این نگرانی‌ها منحصر به دختران نیست، در پسرانی هم که در حوالی سن ۱۵ سالگی از همسالان خود کوتاه‌تر بوده و افزایش قد ناشی از بلوغ در آنها رخ نداده است و در بسیاری از موارد میان دوستان خود جائی ندارند، این نگرانی‌ها طبیعی بوده و باید به فرد اطمینان داد که بلوغ هر شخص سیستم منحصربه‌فردی پیروی می‌کند، بنابراین نباید به خاطر به تعویق افتادن نشانه‌های بلوغ پریشان شود. به‌علاوه، آگاهی کلی از سیستم تولیدمثل و روش کار آن نیز باید به نوجوان داده شود (آموزش مسائل جنسی و احکام شرعی نیز در این دوران توصیه می‌شود).
● تغییرات فیزیکی ناشی از بلوغ
بلوغ به‌عنوان مرحله‌ای از زندگی تعریف می‌شود که طی آن تکامل غدد جنسی منجر به بروز صفات ثانویه جنسی، جهش رشدی و ایجاد قدرت باروری در فرد می‌شود. این تغییرات به‌واسطه هورمون‌های جنسی رخ می‌دهند.
ترشح ماده‌ای از هیپوتالاموس که منجر به به تولید هورمون‌های جنسی در هیپوفیز می‌شود، می‌تواند تولید هورمون‌های جنسی دیگری را در اندام‌های جنسی تحریک نماید.
این هورمون‌ها مسئول رشد پستان‌ها و رحم در دختران و تمام صفات ثانویه جنسی در پسران هستند. هورمون جنسی مردانه‌ای که از غده فوق کلیه ترشح می‌شود مسئول ایجاد موهای جنسی در دختران و کمک به رشد این موها در پسران است.
● مراحل بلوغ در پسران:
بلوغ پسران معمولاً بین سنین ۱۱ تا ۱۴ سالگی رخ می‌دهد. اولین مرحله، رشد بیضه‌هاست که با پررنگ‌شدن و نازک‌تر شدن پوست بیضه و رشد آلت همراه است. با پیشرفت مراحل بلوغ، افزایش رشد موهای زهار، زیربغل، صورت و همچنین خشن‌تر شدن صدا و توانائی نعوظ رخ می‌دهد. جهش رشدی که همراه با افزایش اندازه بدن و توده ماهیچه‌ای است، در مراحل بعدی بلوغ و در سنین ۱۴ تا ۱۶ سالگی اتفاق می‌افتد و دو سال پس از دختران به حداکثر خود می‌رسد.
● مراحل بلوغ در دختران:
بلوغ در دختران زودتر از پسران رخ می‌دهد و اولین مرحله بلوغ در این جنس با جوانه‌زدن پستان‌ها در سنین ۱۰ تا ۱۱ سالگی رخ آغاز شده و با رشد موهای زهار و زیربغل ادامه می‌یابد. جهش رشدی معمولاً نسبت به پسران زودتر رخ می‌دهد و با اولین عادت ماهانه که در سن ۱۱ تا ۱۲ سالگی رخ می‌دهد کامل می‌شود. فاصله بین آغاز بلوغ و اولین قاعدگی ۲ تا ۵/۲ است.
● تغییر فعالیت‌ها و میل جنسی در جوانان
▪ پسر
در میان تغییرات ناشی از بلوغ، تغییرات ایجاد شده در اعضاء تناسلی و میل‌جنسی آشکارترین تحولات این دوره هستند.
نوجوانان نیازمند سازگاری با تغییرات پدید آمده در اعضاء بدن و ایجاد تصویری جدید از خود در ذهن هستند و باید هماهنگی لازم بین نقش‌های دوگانه فعالیت جنسی، یعنی لذت‌بخش بودن این امر و نقش آن در تولیدمثل و بقای نسل را در ذهن ایجاد نمایند.
اغلب جوامع تلاش می‌کنند محدودیتی را برای فعالیت جنسی نوجوانان در دوران پیش از ازدواج فراهم نمایند. این محدودیت‌ها به ارزش‌های مذهبی و فرهنگی جامعه بستگی دارد و انتقال این ارزش‌ها به نوجوانان، نیازمند درک صحیح از فیزیولوژی بلوغ و برقراری ارتباط مناسب و ایجاد حس اعتماد در آنها است.
غریزه جنسی طی بلوغ در نوجوانان به حداکثر خود می‌رسد. بسیاری از پسران از بزرگ شدن اعضاء تناسلی خود در این دوران نگرانند و آن را زشت و خجالت‌آور می‌دانند. اگر چه توانائی نعوظ در نوزادان پسر وجود دارد اما طی بلوغ، توانائی انزال را تجربه می‌کنند. اولین انزال، اغلب در خواب و به‌صورت خودبه‌خود یا طی رؤیاهای شهوانی (Wet dreams) روی می‌دهد.
اغلب نوجوانان برای این تجربه آمادگی لازم را ندارند و این امر، نگران‌کننده و مشکل‌ساز و برای اغلب نوجوانان خجالت‌آور است مگر اینکه پیش از بلوغ، آمادگی‌های لازم به آنها داده شده باشد.
نوجوانانی که راهنمائی‌های لازم را در این موارد از والدین خود دریافت نکرده‌اند، با رو آوردن به دوستان و همسالان خود اطلاعات غلطی دریافت می‌کنند.
▪ دختران
برخلاف پسران، غریزه جنسی در این دوره بر عضو تناسلی متمرکز نمی‌شود اما اغلب دختران با آغاز اولین عادت ماهانه حساسیت بیشتری نسبت به اندام تناسلی خود پیدا می‌کنند.
واکنش روان‌شناختی هر دختر نسبت به آغاز قاعدگی منحصربه‌فرد است و تحت‌تأثیر اطلاعات او از این روند قرار دارد. سؤال درباره اطلاعات و احساس او نسبت به شروع قاعدگی می‌تواند در ارائه خدمات بهداشتی و راهنمائی‌های لازم در این‌مورد به او مفید باشد.
● آموزش مسائل جنسی به کودکان و نوجوانان
مسئولیت آموزش مسائل جنسی به کودکان از مهم‌ترین موارد تربیتی است که گرچه برعهده والدین و اولیاء مدرسه (به‌ویژه مربیان مسائل شرعی و تربیتی) گذاشته شده، اغلب به فراموشی سپرده می‌شود یا ارائه اطلاعات به جوانان به‌گونه‌ای است که تمام نیازهای آنها را دربرنگرفته و گاه باعث سردرگمی آنها می‌شود.
در پژوهش‌ها مشخص شده که بیشتر آموزش‌های دختران توسط مادران آنها انجام می‌شود و پسران در این مورد اطلاعات اندکی از پدران خود فرا گرفته‌اند.
اصولاً به‌نظر می‌رسد مادران بیش از پدران در انتقال اطلاعات جنسی به فرزندان نقش دارند و در بسیاری از موارد، پدران این مسئولیت را از خود سلب کرده و به تمامی برعهده مادر می‌گذارند. با این‌حال، حتی در بسیاری از موارد که پدر و مادر بنا به‌نظر خودشان اطلاعات کافی را در اختیار بچه‌ها گذاشته‌اند، اغلب والدین نیازهای فرزندانشان را در مورد آموزش‌های جنسی دست‌کم گرفته و آن را به فراموشی سپرده‌اند.
● سه مانع اساسی در طرح مسائل جنسی بین فرزندان و والدین وجود دارد:
۱) فقدان آگاهی والدین از چگونگی ارائه تعالیم جنسی و عدم احساس راحتی آنها در طرح این مسئله
۲) ترس از شکستگی حریم‌های خانوادگی
۳) عدم آگاهی از زمان مناسب برای ارائه آموزش‌های جنسی
● آموزش مسائل جنسی با در نظر گرفتن ۳ مورد زیر باید انجام شود:
۱) آموختن و ادراک حقیقت‌ها و عواقب ناشی از فعالیت‌های جنسی (به‌ویژه در نوجوانان)
۲) ارائه چهارچوبی از ارزش‌های مذهبی ـ اجتماعی و خانوادگی در مورد ارتباط فعالیت‌های جنسی به نوجوانان
۳) آموختن این نکته به نوجوان که کجا و در کدام موقعیت‌ها باید احساسات و هیجان‌های خود را بروز دهد. در مورد طرح این مسائل با بچه‌ها نیز می‌توان گفت که مناسب‌ترین زمان برای آموزش مسائل جنسی، زمانی است که خود او سؤالی مطرح می‌سازد.
 در این هنگام، حس کنجکاوی او برانگیخته شده و باید از آن استفاده شود یا به تجربه مشخص شده است کودکانی که در روستا زندگی کرده و شاهد فعالیت‌های جنسی حیوانات و تولیدمثل آنها بوده‌اند، سؤال‌های کمتری در این مورد از والدین خود می‌پرسند.
طرح مسائل در مورد بلوغ و نشانه‌های آن پیش از بلوغ نیز فرصت خوبی برای حل مشکلات آموزشی کودکان و نوجوانان خواهد بود. در غیر این‌صورت او ناچار به گرفتن اطلاعات غلط از محیط و گروه‌های همسان خود خواهد شد.
● نوع آموزش‌های لازم

آموزش‌هائی که به فرزندان در رابطه با حیات غریزی‌شان داده می‌شود ممکن است به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم باشد.
اصولاً آموزش مستقیم مسائل اساسی و موردنیاز فرزندان، توانائی فوق‌العاده و تیزهوشی و دلسوزی خاصی می‌خواهد زیرا از یک نظر باید آگاهی‌های لازم را به کودک داد و در جهتی دیگر مراقب بود که این امر سبب بیداری زودرس نشود.
▪ آموزش غیرمستقیم:
در آموزش غیرمستقیم مسائل زندگی غریزی و دریافتن پاسخ به سؤالات متعددی که در همه کودکان وجود دارد، می‌توان از این شیوه‌ها استفاده کرد:
۱) نگهداری حیوانات در خانه: نگهداری مرغ، گنجشک و حتی گوسفند در خانه بسیاری از مسائل را حل می‌کند و زایمان گربه و گاو خیلی از مبهمات را از ذهن‌های می‌زداید. کودکانی که در مزارع و کشتزارها بزرگ شده‌اند، زودتر از دیگر کودکان پاسخ سؤالات خود را یافته‌اند.
۲) تولید گل و گیاه: کشت بذرها و تولیدمثل گل و گیاه و رشد آنها، هم درس مناسب و مشابهی برای فرزندان است و کودک با مشاهده آنها به‌تدریج می‌تواند زمینه را با زندگی واقعی خود منطبق سازد. این تولیدمثل‌ها از جهت‌های گوناگونی شبیه انسان است و کودک و جوانان در این رابطه سردرگم نمی‌شوند.
۳) ذکر داستان‌ها: از شیوه‌های دیگری که در این رابطه می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، داستان‌ها و افسانه‌هائی است که حتی می‌توانند ساخته و پرداخته شوند و دربرگیرنده اطلاعات و نکات ارزنده‌ای باشند و برای سؤالات پی‌درپی و فراوان کودکان و نوجوانان پاسخ‌هائی ارائه دهند.
۴) ملاحظه وضع نوزادان: نوزادی در خانه‌ای به‌دنیا می‌آید و حیرت و تعجب کودکان را برمی‌انگیزد. شکل تغذیه او را می‌بینند و ملاحظه می‌کنند که مادران با چه رغبت و علاقمندی پستان در دهان نوزاد می‌گذارند و به کودک شیر می‌دهند. در هنگام همین مراقبت و تغذیه، دنیائی از مسائل و مطالب به کودک آموخته می‌شود، او متوجه خیلی از مسائل شده و از کیفیت رشد و دنیای خاص زنان آگاه می‌شود و چه بسیار که کودک در این رابطه سؤالاتی از مادر خود به‌عمل آورده و مادر می‌تواند با حوصله و دقت به پرسش‌های او پاسخ گوید.
۵) استفاده از فرصت‌ها: مسئله هنگامی اهمیت پیدا می‌کند که فرصت و زمینه جدید پدید آید. برای نمونه هر حاملگی یا زایمان که در رابطه با انسان یا حیوانی پدید آید، کنجکاوی کودک را تحریک می‌کند. در چنان صورتی امکانی به‌دست می‌آید که بسیاری از مباحث مربوط به سؤلات کودک پاسخ داده شود.
در همه حال، این نکته باید مورد توجه والدین و مربیان باشد که افشای حقایق پیش از موعد، موجب بی‌نظمی‌هائی در رابطه با حیات کودکان خواهد شد و بیداری بی‌موقع سبب پیشروی جنسی است.


برچسب‌ها: بلوغ, سکس, جنسی, اموزش
نوشته شده توسط دکتر محمدرضا شمس انصاریShamsansari در 4:30 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم خرداد 1391

ناتوانی جنسی زنان

اسيب شناسي اختلالات جنسي در زنان

اختلالات جنسي بر پايه مراحل سه گانه کنش جنسي به سه دسته تقسيم بندي مي شوند : ( اختلال ميل جنسي ، اختلال برانگيختگي يا تهييج و اختلال مرحله ارگاسم )(Desire/Excitement/Orgasm Disorder)
آسيب شناسي ارگاسم زنان ارگاسم واکنشي عصبي– عضلاني است که از طريق اعصاب سمپاتيک اتفاق مي افتد و بصورت رها شدن نا گهاني هيجاني که در مرحله برانگيختگي بوجود آمده ولذت بخش ترين مرحله جنسي است وشامل انقباضات متعدد ومنظم(15-  3) بار در عضلات پوبوکوکسيژال اطراف واژن ، ميان دوراه ومقعد وداخل واژن با فاصله زماني 8/0 ثانيه است.

آسيب شناسي ارگاسم زنان
الف : بيماريهاي مغز اعصاب :
1:اختلالات عصبي طناب نخاعي : مثل نوروپاتي الکلي و ( MS ) ( Multiple Sclerosis)
2:ضايعات اعصاب محيطي : نوروپاتي الکلي،فتق ديسک کمر،تنگي مجراي نخاعي و ديابت ( ديابت باعث آسيب شديد اعصاب حسي کليتوريس مي گردد)

ب : عوارض اعمال جراحي ناحيه اي : مثل سرطان دهانه رحم (سرويکس)، مثانه و راست روده که بعلت آسيب به اعصاب سمپاتيک و پارا سمپاتيک ارگاسم رابه تاخير مي اندازند.

ج : ضايعات ناشي از ضربه به طناب نخاعي : فلج نخاعي ( Paraplegia) قسمت تحتاني طناب نخاعي .
د: اختلالات قلبي – عروقي : مستقيما" روي ارگاسم تاثير نمي گذارد اما ترس و اضطراب ناشي از مرگ ناگهاني پس ازسکته هاي مغزي و قلبي يا ابتلا به فشار خون بالا مانع ارگاسم طبيعي مي شوند.

ه : اختلالات غددي ومتابوليک :
1: ديابت مهمترين وشايعترين اختلال در اين زمينه است.
2: کمبود تستوسترون ( ناشي از برداشتن غدد فوق کليوي و بر داشت تخمدانها (Oophorectomy ) در بعضي سرطانهاي پستان ).
3: هيپو تيروئيدي ( کمبود هورمون تيروئيد ).
4: آدسيون ( کم کاري فوق کليوي).
5: کوشينگ ( پرکاري فوق کليوي).
6: آکرومگالي ( بزرگي اندام ) .
7 : کم کاري هيپوفيز .
و: اعمال جراحي :
1 : جراحي سرطان پستان : برداشت کامل پستان (لامپکتومي) و برداشت توده سرطاني پستان (ماستکتومي ).
2: جراهي اعضا تناسلي : برداشت رحم (هيسترکتومي) و بر داشت تخمدانها.
ز: داروها:
1: دارو هاي خواب آور ومست کننده :( بار بيتوراتها، کلرال هيدرات و الکل در مقادير بالا)
2: آرامبخش ها: مپروبامات و انواع بنزو ديازپين ها مثل (ديازپام ،اکسازپام و کلرو ديازپوکسايد) در مقادير بالا.
3:مواد مخدر: مرفين و کدئين در مقادير بالا.
4:دارو هاي ضد افسردگي: (آمي تريپتيلين و ايمي پيرامين ومهار کننده هاي منو آمين اکسيداز MAO
(Mono Amin Oxidase) مثل فنلزين، اما ليتيم تاثيرچنداني ندارد.
5:مواد محرک: کوکائين وآمفتامين گاهي باعث سرعت ارگاسم اما در مقادير بالا باعث تاخير مي شود.
6: دارو هاي ضد فشار : مثل آلفامتيل دوپا وترکيبات آمونيوم ، فنتولامين و فنوکسي بنزآمين .
بر انگيختگي فرآيندي است که از طريق سيستم پاراسمپاتيک با تشديد احساسات شهواني وترشحات نرم کننده همراه است با افزايش تهييج جريان خون واژينال افزوده شده در نتيجه افزايش ترشحات مويرگي باعث مي شود سطح داخلي واژن مرطوب ولغزنده شود،بر انگيختگي در زنان علاوه بر احساس هيجان ، باعث: طپش قلب ،تنفس سريع ،افزايش فشار خون، داغي، بزرگي پستانها ، انقباض عمومي عضلات ( ميوتوني ) نعوظ نوک پستان ، سيخ سيخ شدن پوست وسرخي جنسي ميشود، دراين حالت کليتوريس ولبها برجسته و واژن افزايش حجم داده ورحم از داخل لگن به بالا کشيده شده ويک سوم تحتان واژن برجسته و ضخيم تر شده و مدخل ارگاسم (Orgasmic Platform ) را تشکيل مي دهد.

آسيب شناسي اختلالات بر انگيختگي زنان
1-حالت کمبود استروژن :
الف : وولو- واژينيت آتروفيک ( (Atrophic Vulvo – Vaginits: شايعترين اختلال مرحله تهييج است.
ب:برداشت تخمدانها : (با برداشت تخمدانها مهمترين منبع توليد هورمون استروژن از بين مي رود)
ج: ترکيبات پروژسترون : بخاطر نقش ضد استروژني ( کاهش لغزندگي ) و ضد آندروژني ( کاهش ميل جنسي ) باعث خشکي واژن مي شوند ، قرصهاي ضد بار داري که داراي نسبت پروژسترون بالاهستند باعث خشکي شده وبرانگيختگي
را کاهش ميدهند.
2- اختلالات طبي :
الف :اختلالات عصبي : ضربه مغزي ، سکته مغزي ، MS
ب : اخلالات عروقي : انسداد عروق لگني ، بيماريهاي قلبي – عروقي ( به خاطر ترس و اضطراب ناشي از مرگ )
ج : اختلالات متابوليک وغددي : ديابت قندي با آسيب به اعصاب حسي کليتوريس – مبتلايان به کمبود تستو سترون
(جراحي غدد فوق کليوي ، تخمدانها يا هيپوفيز در درمان سرطان پستان) – کمبود هورمونهاي تيروئيدي ( بيماري آديسون و سندرم کوشينگ) – آکرومگالي – کم کاري هيپوفيز .
د: اختلالات داخلي ديگر : بيماري هاي کبدي ( انواع هپاتيت هاي الکلي و ويروسي وسيروز کبدي از طريق دفع ناقص استروژن و خنثي شدن اثر آندوژنها ) وبيماريهاي کليوي ( بخاطر افسردگي و کاهش لغزندگي واژن ودرد آميزش)
3- داروها :
الف: آنتي هيستامين ها ( با کاهش لغزندگي و ايجاد خواب آلودگي )
ب: دارو هاي آنتي کولينرژيک ( مثل ديفن هيدرامين ،پروپانتيلين ، آتروپين از طريق مهار اعصاب پاراسمپاتيک باعث کاهش لغزندگي واژن ميشوند ) .
ج:داروهاي ضد فشار خون : (مثل آلفا متيل دوپا ،رزرپين و کلونيدين )
د: داروهاي روانپزشکي ( مثل فنوتيازين و ضد افسردگي ها که باعث خشکي واژن مي شود ).

اختلالاتي که مي توانند باعث نزديکي دردناک شوند.
واژينيسموس (انقباض واژن) :عبارت است از انقباضات عضلات اطراف واژن وميان دوراه ودر نتيجه عدم امکان دخول بخاطر درد وانقباض. از همان ابتداي ازدواج وجود داشته ومانع از به فرجام رسيدن آن مي شود. مشکلات روحي ، اطلاعات نادرست
يا تجربه هاي جنسي آزار دهنده از عوامل آن هستند.واژينيسموس يک واکنش شرطي شده است و بخاطر ارتباط ذهني ايجادشده بين نزديکي ودرد ممکن است برطرف شدن ضايعه اوليه منجر به درمان اختلال نشود. به خاطر انقباض مدخل واژن امکان معاينه لگني وجود نداشته وبيمار حتي تحمل ورود يک انگشت را هم ندارد.
Hymen (پرده بکارت) پاره نشده :
اگر پرده محکم و پاره نشده باقي بماند نزديکي باعث بروز درد مي شود گاه نيز درد علت حساسيت بقاياي ملتهب پرده است. در معاينه فيزيکي وجود اين مشکلات کاملا" قابل تشخيص است .

اشکالات کليتوريس: ترشحات مهبلي، لباسهاي تنگ پلاستيکي ويا جراحات ناشي از ويبراتور ممکن است باعث التهاب
کليتوريس شود. ازديگر مشکلات شايع تحريک شيميائي يا آلرژي نسبت به خوشبو کننده ها، صابونهاي عطري و شوينده
ها است . فيموز(پوشيدگي) کليتوريس نيز از عوامل نادر نزديکي دردناک است. چسبندگي هاي کليتوريس که ناشي از
جراحي ها وجراحات اين ناحيه باشد کاملا"شبيه به فيموز است . يکي از علل بسيار شايع حساسيت کليتوريس ، دستمالي
شديد ناحيه توسط مرد است. ضايعات التهابي دستگاه تناسلي خارجي ( ناشي از هرپس و مونيلياز ) ميتوانند باعث التهاب
کليتوريس شوند ، ((هرپس )) بصورت حبابک هاي کوچک يا تکه هاي سرخ برجسته ديده مي شود ودرد زيادي دارد.
عفونتهاي قارچي (( مونيليائي )) و (( تريکومونائي )) باعث التهاب دستگاه تناسلي خارجي ( وولويت) واز جمله کليتوريس مي شود. لوکوپلاکيا بيماري نادري است که کليتوريس بطور مستقل دچار ضخامت چرمي شکل وسپيدي مي شود.

وولويت (Vulvits) (وولو – واژينيت) : دو مورد از علل شايع التهاب دستگاه تناسلي خارجي که در صورت گسترش منجربه واژينيت (التهاب مهبل) ميشود، عفونت مونيليائي و تريکومونائي است .يکي ديگر از علل شايع ((هرپس ژنيتال)) يا به عبارتي (تبخال تناسلي ) است.
مونيلياز(Monilias) : عفونتي است که در ديابتي ها وزنان حامله شايع است ، خارش شايعترين شکايت بيماري است ودرمان بااستفاده ازMiconazoleوClotrimazole بصورت داخل مهبلي و مصرف خوراکي Fluconazole مي باشد.
تريکوموناس (Trichomonas):علائم آن شبيه به مونيلياز است اما بر عکس آن ترشحات در اين حالت بوي بدي دارد. درمان بصورت مصرف خوراکي Metronidazole است .
هرپس ژنيتال ( نوع2) : آنچنان باعث درد و التهاب ناحيه مي شود که فرد حتي اجازه لمس ناحيه را به کسي نمي دهد چه رسد به نزديکي .
وولو – واژينيت آتروفيک : بعد از يائسگي شايعترين علت ناراحتي هاي تناسلي بشمار مي آيد ، در معاينه فيزيکي مدخل خارجي ومخاط واژن نازک وخشک وملتهب است .

تحريکات شيميائي يا حساسيت ( آلرژي ) در نتيجه مصرف اسپرم کش ها ، شوينده هاي معطر واژينال اسپري هاي خشبوکننده و صابون ها بوجود مي آيد استفاده ازشورت هاي نايلوني به همراه شلوارهاي تنگ و چسبان هم از عوامل مستعد کننده است.

ليکن اسکلروز آتروفيک (Lichen Sclerosiset Atrophicus ) : يک تغيير ثانوي پوستي ناشي از خارش مزمن ناحيه است . پوست حالت ضخيم وچرمي شکل شده وشيارهاي کوچک پوستي کاملا" برجسته مي شند.شپش عانه (Pediculosis ):به خاطر چسبيدن شپش ها به پايه موها باعث خارش زياد ناحيه والتهاب ثانوي مي شود.
غدد بارتولن واسکن (Bartholin & Skenegla ):غدد بارتولن دو غده 10-8 ميليمتري هستند که داخل لب هاي کوچک قرار دارند، مجراي آنها بطول cm 2 به داخل دهليز در کنار پرده بکارت باز مي شود ، بسته شدن مجرا به هر دليل مثل جراحت و عفونت منجر به تشکيل کيست شده و باعث التهاب سلولهاي اطراف و درد آميزش مي شود .
اسکار ( بقاياي ) جراحي : جاي بخيه برش زايمان طبيعي ويا پارگي ميان دوراه باعث درد آميزش مي شود.
سيلد نافيل (وياگرا) : که در درمان اختلالات نعوظي مردان موثر بوده است در درمان اختلالات جنسي زنان هم استفاده شده است. نتايج تحقيقاتي نشان داده اين دارو در برطرف کردن عوارض جنسي داروهاي مهار کننده هاي اختصاصي باز جذب سروتونين ( ( Selective Serotonin Reuptake Inhibitors(SSRI) موثر است. همچنين باعث افزايش ترشحات لغزنده وحساسيت کليتوريس شده است .براي اثبات تاثير سيلد نافيل در درمان اختلالات جنسي زنان به مطالعات بيشتري نياز است.

فيزيولوژي تمايلات جنسي: احتمالا"شبکه ليمبيک که مرکز دريافت تحريکات حسي و ذهني است مسئول ايجاد وحفظ ميل جنسي هم هست ، اينکه دقيقا"چه نوروترا نسميترهائي دراين امر دخالت دارند درست معلوم نيست اما مشخص شده که دوپامين باعث افزايش ميل جنسي ميشود ،از طرفي مشاهدات نشان داده که تستوسترون پلاسما تاثير قابل توجهي برميزان ميل جنسي انسان داردو اکثر اوقات افت ناگهاني ميل وفعاليت جنسي در يک مرد ناشي از کاهش سطح سرمي تستوسترون بعلت يک بيماري داخلي است. هورمونهاي آندروژني ( آندروژن واستروژن ) نقش مهمي در شورجنسي زنان دارند. 


برچسب‌ها: ناتوان, جنسی, زنان, ارگاسم
نوشته شده توسط دکتر محمدرضا شمس انصاریShamsansari در 4:25 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم خرداد 1391

ناتوانی جنسی مردان


ناتواني جنسي مردان Erectile Dysfunction) Impotency)

ناتواني جنسي Erectile Dysfunction) Impotence) در مردان به فقدان نعوظ يا نعوظ ناقص وکوتاه که شخص نتواند عمل مقاربت را تا حد اقناع ادامه دهد گفته مي شود .
نعوظ Penile Erection :

نعوظ چگونه ايجاد مي شود؟

براي اينکه نعوظ يا راست شدن آلت تناسلي ايجاد شود، بايد قسمت هاي مختلف بدن با يکديگر هماهنگ گردد. يک مرد تنها به اين دليل که مي خواهد، نمي تواند به سادگي نعوظ پيدا کند. جهت ايجاد نعوظ هماهنگي بين روان آدمي، مغز و دستگاه اعصاب مرکزي و محيطي، هورمون هاي خوني، عروق خوني اعم از شريان و وريد جهت ورود جريان خون به داخل آلت و عدم خروج آن از آلت ضروري مي باشد. وقتي تمام اين دستگاه ها با هم کار کنند دو جسم غاري بزرگ شبيه اسفنج موجود در داخل آلت با خون پر شده و بزرگي و سفتي آلت ايجاد مي گردد.
تحريک جنسي Sexual Stimulation باعث شل شدن Relaxation عضلات صاف کورپوس کاورنوزوم وعروق آلت شده وجريان خون آلت افزايش مي يابد . در اثر تحريک جنسي No نيتريک اکسايد از انتهاي اعصاب وسلولهاي اندوتليال ازاد شده وگواننيلات سيکلاز را تحريک ميکند و GTP تبديل به cGMP مي شود واين منجر به فسفوريلاسيون پروتئين کيناز G شده وعضلات شل مي شود.
علل ناتوانی جنسی :

ناتواني جنسي مي تواند به علت عيوب عضوي و يا رواني ايجاد گردد. عوامل متعددي در ايجاد نعوظ اخلال ايجاد مي کنند. در ابتلاي هر کدام از اعضا و دستگاه هاي دخيل در نعوظ که در بالا ذکر شد ناتواني جنسي ايجاد مي شود. مثلاً وقتي مردي استرس و افسردگي داشته و يا نگران اين باشد که نمي تواند عمل دخول را انجام دهد، دچار ناتواني مي گردد که به آن ناتواني جنسي رواني مي گويند. در بيش از نيمي از موارد، ناتواني به علت بيماري يا جراحي و تصادف منجر به صدمات عروقي عصبي به وجود مي آيد. داروها و علل هورموني نيز مي توانند در اين قضيه مؤثر باشند.

از ميان بيماري ها بايد از بيماري قند يا ديابت نام برد که ايجاد ضايعات عروقي عصبي کرده و هجوم جريان خون به داخل آلت را در هنگام تقاضاي جنسي مختل نموده و ناتواني جنسي ناشي از مرض قند را ايجاد مي کند. حفظ رژيم غذايي، ورزش و کنترل قند خون به وسيله دارو زير نظر پزشک مربوطه مشکل را حل مي نمايد، ولي در صورت طولاني بودن، ناتواني جنسي مزمن ايجاد مي کند که درمان آن مشکل است.

يکي ديگر ازعلل عضوي، بيماري هاي قلبي عروقي مي باشد که در آن جريان خون به داخل آلت کاهش يافته و شخص نعوظ کافي پيدا نمي کند. به علاوه گهگاه وريدها که وظيفه احتباس خون در داخل آلت را بر عهده دارند به خوبي عمل نکرده و شخص نمي تواند نعوظ خود را به مدت کافي جهت انجام نزديکي پايدار نگاه دارد. به اين حالت ناتواني جنسي وريدي مي گويند.

جراحي هاي وسيع لگني که براي کنترل سرطان پروستات، مثانه و روده بزرگ به کارگرفته مي شود، به علت اينکه در آن جراح سعي در برداشتن کامل تمام بافت هاي اطراف سرطان را دارد، سبب صدمه به عروق و اعصاب مسئول ايجاد نعوظ گرديده و نهايتاً ناتواني جنسي ايجاد مي کنند.

صدمات نخاعي به علت مرکزيت اين عضو براي انتقال دستورات مغزي به اعضاي بدن مي تواند باعث ناتواني گردد.

از مواد شيميايي مؤثر در ايجاد ناتواني جنسي بايد به داروهاي ضد فشار خون و داروهاي عصبي و ضد افسردگي اشاره نمود. به اين نوع، ناتواني جنسي دارويي مي گويند. البته در اينجا پزشک است که به شما جهت ادامه يا قطع دارو توصيه لازم را خواهد نمود و قطع خود سرانه دارو عوارض ديگري را مي تواند در پي داشته باشد. الکل نيز باعث آسيب کبدي، اختلالات هورموني و صدمات رشته هاي عصبي گرديده و در بعضي از مواقع منجر به ناتواني جنسي دايمي مي گردد.

نارسايي کليه و کبد نيز به لحاظ ايجاد تغييرات هورموني اغلب اين عارضه را به دنبال خواهند داشت.

بيماري عروق قلبي ( نارسايي قلبي ،آترواسکلروز، نارسايي ريوي ، نارسايي کليوي ، عوارض جراحي (پروستاتکتومي) وجراحي عروق ، جراحي نخاع ، پيوند کليه ، Iumbar sympathectomy و... ) ، تروما ( آسيب ديسک ، ضايعات نخاعي ) ،اختلالات اندوکرين و متابوليک (بيماري هاي هيپوفيز ،تيروئيد ،آدرنال ، ديابت ، هيپرپرولاکتينمي ،هيپوگناديسم و...) ،اختلالات نورولوژيک يا عصبي (MS ،آسيب هاي مغزونخاع ،صدمات عروق مغز،نوروپاتي محيطي، نوروپاتي ديابتيک ، ترمورها ،کم خوني وخيم ،سيفيليس و. . . ) ،مشکلات اورولوژيک (فيموزيس ،بيماري پيروني ،پرياپيسم و...)،مشکلات افسردگي ، اعتياد (الکل ، ترياک ، مواد محرک )، داروها (آنتي کلينرژيک ها مانند آتروپين و هيوسين ،سايمتدين ،ديگوکسين ، مدرها ، داروهاي ضد افسردگي، استروژن ها،اوپيوئيدها،داروهای ضد فشار خون مانند آلفا بلاکرها، بتابلاکرها مثل ایندرال، بلاکرهاي کانال کلسيم مثل نیفدیپین ،داروهاي آنتي سايکوتيک ، متوکلوپراميد و. . . )
تشخيص ناتوانی جنسی :
بررسي سابقه ي پزشکي وگرفتن تاريخچه ، معاينه ي باليني جسمي، معاينه ي روانپزشکي وتست nocturnal penile tumescence (نعوظ در خواب)، بررسي هاي آزمايشگاهي مانند CBC ،U/A ،کراتينين،FBS ،BUN ، کلسترول تري گليسريد،HDL ، LDL هموگلوبين A1c ،تستوسترون سرم ،پرولاکتين ،FSH ،T3 ،T4 ،TSH و. . .
درمان:

ابتدا دو قدم براي حل مشکل شما وجود دارد. در قدم اول پزشک نياز دارد علت را جستجو نمايد و در قدم دوم پزشک به شما کمک مي کند که درمان مناسب را انتخاب نماييد.
پزشک چگونه علت را پيدا مي کند؟ پس از سئوالات کافي در مورد نحوه شروع و پيشرفت بيماري و حالت روحي فرد مبتلا، پزشک معاينات کامل به عمل مي آورد تا از صحت مقدار فشار خون، کار اعصاب و ساختمان آلت اطمينان حاصل نمايد. او سپس ممکن است انجام آزمايش بررسي نعوظ شبانه در حالت خواب را توصيه نمايد که کمک زيادي براي افتراق علت عضوي يا رواني مي کند. در کنار آن، بررسي وضعيت هورمون ها و قند خون و يا نحوه جريان خون به داخل آلت ممکن است درخواست گردد.
در صورتيکه علت مشکل شما روحي و فکري تشخيص داده شود پزشک معالج شما را نزد روان شناس يا روان پزشک مجرب معرفي خواهد نمود. اگر علت عضوي باشد روش هاي درماني متعددي به شما پيشنهاد مي گردد که شامل قرص هاي مختلف، تزريق آمپول به داخل عضله و حتي داخل آلت، وسايل خاص براي ايجاد نعوظ مصنوعي(دستگاه وکيوم) و بالاخره عمل جراحي و گذاشتن پروتز مي باشد.
مسلم است که هر يک از طرق فوق خصوصيات خاص خود دارند که منطبق با توانايي هاي شما مي تواند مؤثر واقع شود. بنابر اين نگران مشکل خود نباشيد و  با مشاوره با پزشک اعصاب وروان مرتفع خواهد گشت.پس از برسی کامل علل وحل تمام آنها امکان برطرف کردن کامل ناتوانی جنسی وجود دارد اما در شرایط خاص می توان به صورت علامتی با داروهای زیر موقتاً مشکل را مرتفع نمود.
تادالافيل Tadalafil :
ازدسته داروهاي مهار کننده ي فسفودي استراز تايپ 5مي باشد . ساير اعضاي اين دسته داروهاي سيلدنافيل وواردنافيل هستند .
تادالافيل در سال 2003 توسط FDA تائيد شد . اين دارو به علت 36 ساعت طول اثر به weekend pill مشهوراست .
يکي از مزاياي تادالافيل نسبت به سيلد نافيل و واردنافيل (طول اثر 4 تا 5 ساعت ) طول اثر 36ساعت آن مي باشد .
فارماکو کينتيکس :
دارو را مي توان همراه يا بدون غذا مصرف نمود .
فراهمي زيستي Bioavailibility دارو متغير است .ميزان اتصال به پروتئين PB دارو 94 در صد.
متابوليسم دارو کبدي واز طريق سيتوکروم CYP3A4 مي باشد.
نيمه عمر دارو 5/17 ساعت است. دفع دارو بيشتر از 60 در صد از طريق مدفوع وبيش از 30درصد از طريق ادرار است .
مکانيسم اثر :
داروها ي سيلدنافيل Sildenafil ، تادالافيل Tadalafil ، واردنافيل، از دسته مهار کننده هاي فسفودي استرازتايپ 5 هستند (PDE5 Inhibitors ) واز تبديل GMP جلوگيري کرده وموجب افزايش cGMP مي شوند (cGMP ، توسط گوانيليل سيکلاز در اثر تحريک نيتريک اکسايد NO توليد مي شود ) افزايش cGMP باعث شل شدن عضلات
corpus cavernosum وعروق آلت شده وموجب Erection ميشود.
اين داروها آگونيست گيرنده هاي کلينرژيک هستند ( پاراسمپاتوميمتيک ) واثر وازواکتيو استيل کولين را تشديد مي کنند .
موارد مصرف:
1- ناتواني جنسي (Impotence) Erectile Dysfunction
2- هيپرتانسيون ريوي pulmonary hypertension (سيلدنافيل در درمان هيپرتانسيون ريوي به کار مي رود وتادالافيل در فاز 3بررسي هاي clinical trials مي باشد ودر درمان Pulmonary arterial hypertension روزي يکبارمصرف مي شود ).
در هيپرتانسيون ريوي عدم تعادل imbalance در سيستم PDE5/NO در ريه وجود دارد.
تداخلات دارويي وموارد اخطار با مهار کننده هاي فسفودي استراز 5 :
تادالافيل توسط CYP3A4 در کبد متابوليزه مي شود ومهار کننده هاي اين ايزوآنزيم سيتوکروم P450 باعث کاهش کليرانس سيلدنافيل راافزايش مي دهند. داروهاي سايمتيدين ،سيزاپرايد ،ايترومايسين ، کتوکونازول و کتوکونازول وايتراکونازول از اين گروه هستند وغلظت پلاسمايي سيلدنافيل را افزايش مي دهند.مصرف همزمان نيترات ها (به عنوان ضد آنژين صدري ) مانند نيتروگايسيرين ، ايزوسوربايد دي نيترات ،ايزوسوربايد مونونيترات ، پنتا اريتريتول تترانيترات ،آميل نيتريت وبه عنوان داروي سکس مانند اميل نيتريت ، ايزوبوتيل نيتريت ) با تادالافيل منجر به افت فشار شديد خون (هايپوتنشن) وتاکيکاردي رفلکسي وشديدتر شدن آنژين صدري وگاهي مرگ مي شود . زيرا نيترات ها از طريق افزايش توليد cGMP عمل مي کنند .
ساير تداخلات وموارد اخطار شامل :آلفابلاکرها (آلفا بلاکرها ي غير انتخابي مانند فتولامين ، فنوکسي بنزامين وآلفا يک بلاکرها a1blockers مانند پرازوسين ، ترازوسين ، آلفوزوسين ، دوکسازوسين ، مصرف تامسولوسين نسبت به بقيه همراه با تادالافيل بي عارضه تر است ، a2blackers مانند يوهيمبين )-St.Johns Wort ، آميو دارون ،سوتالون،ايبوتيلتيد ،دوفه تيلايد ،پروکايين اميد ، ديزوپراميد، کينيدين ،فلوکونازول ، ووريکونازول، کربامازپين ،کلاريترومايسين ،سيکلوسپورين ، دانازول ، دلاويريدين ، دگزامتازون ، ديلتيازم ،افاويرنز ،اتوسوکسيمايد ،HIV Protease inhibitors ( آتازاناوير ، اينديناوير ، لوپي ناوير ، نلفيناوير ، ريتوناوير، ساکيناوير) ايزونيازيد،لوواستاتين ، داروهاي پايين آورنده ي فشارخون ، نويراپين ،نفازودون ، مترونيدازول ، گريزئوفولوين،سايرداروهاي درمان کنندهي اختلال نعوظ ، فنو باربيتال ، فتي توئين ، ريفابوتين ، ريامپين ، وراپاميل ، زفيرلوکاست ، الکل .
عوارض جانبي :
در اشخاصي که به تادالافيل حساسيت دارند نبايد مصرف شود وعلائم آلرژي شامل بثورات جلدي ، خارش ، کهير ، تورم ، گيجي ومشکلات تنفسي مي باشد .سردرد،فلاشينگ ،احتقان بيني ، ديس پيسي، کمردرد،دردهاي عضلاني ،درد در اندامها ، اسهال ، سوزش سر دل Heart burn عوارض شبه سرما خوردگي ،تاري ديد، پرياپيسم ، در صورت وجود بيماري قلبي ممکن است آنژين شديدتر شده وStroke وحمله ي قلبي ومرگ ايجاد شود ، در مواردي هم اختلالات کوري ناگهاني وکري ناگهاني گزارش شده است . تادالافيل ايزوفرم PDE11 را هم مهار مي کند .
سيلدنافيل وواردنافيلPDE6 راهم مهار مي کنند ( اين آنزيم در شبکيه است ). تادالافيل نسبت به بقيه PDE5 رااختصاصي تر مهارمي کند وواردنافيل هم نسبت به سيلدنافيل PDE5 رااختصاصي تر مهار مي کند در نتيجه عوارض چشمي وقلبي تادالافيل وواردنافيل کمتر از سيلدنافيل مي باشد .
عوارض چشمي تادالافيل :
اختلال در ديد رنگها ( اشياء راآبي ديده يا اختلال بين ديد سبز وآبي ايجاد مي شود ) ، تاري ديد، التهاب ملتحمه ،افزايش ريزش اشک ، ادم پلک ،NAION يا ((nonarteritic ischemic optic neuropathy . در بعضي از اشخاصي که NAION گزارش شد يکسري ريسک فاکتور مانند سن بالاي 50سال ، هيپرتانسيون ، مصرف سيگار ،بيماري کرونري قلب،crowded Disc،هيپرليپيدمي وديابت وجود داشت .
اشخاص مبتلا به آنژين صدري، آريتمي ، هيپرتانسيون ، هيپرتانسيون ،حمله قلبي ، ديابت ، اختلالات اناتوميک آلت ، نارسايي کبد ، زخم هاي معده ودوازدهه ،بيماريهاي هموراژيک ،بيماريهاي خون مثل سيکل سل آنمي ، لوسمس ، ميلوم مولتيپل ،بيماريهاي شبکيه چشم ووجود بيماريهاي شبکيه مثل رتينيت پيگمنتوزا در اعضاي خانواده يا از دست دادن بينايي ، دردقفسه سينه هنگام فعاليت جنسي بايد به پزشک خود اطلاع دهند .
در صورتي که شخصي که تادالافيل مصرف مي کند نياز به عمل جراحي يا جراحي دنانپزشکي داشته باشد بايد مصرف دارورا به دکتر خود اطلاع دهد.
مقدار مصرف :
10 ميلي گرم تک دوز در طي يک روز نيم ساعت قبل از شروع فعاليت جنسي .در صورت نياز مي توان دوز دارو را به 20ميلي گرم افزايش يا به 5 ميلي گرم کاهش داد.


برچسب‌ها: ناتوان, ناتوانی, جنسی
نوشته شده توسط دکتر محمدرضا شمس انصاریShamsansari در 4:20 |  لینک ثابت   •