X
تبلیغات
دکتر محمدرضا شمس انصاری - روانپزشک - افسردگی

چهارشنبه هفدهم خرداد 1391

افسردگی

افسردگی چگونه درمان می‌شود؟

افسردگی چگونه درمان می‌شود؟
اگر انسانها کاملاً شبیه به هم بودند، شناخت علل افسردگی و درمان آن بسیار ساده تر بود. اما .....

 
اگر انسانها کاملاً شبیه به هم بودند، شناخت علل افسردگی و درمان آن بسیار ساده تر بود. اما هر انسانی تجارب منحصر به فردی دارد. تفاوتهای فردی، ذاتی و زیست شناختی که افراد  مختلف با یکدیگر دارند درمان افسردگی را پیچیده می سازد. به همین دلیل یک نوع درمان برای همه ی افراد مناسب نیست. اما تحقیقات نشان می دهند که درمانهای ترکیبی شامل دارو و سایر روشهای درمانی برای بیشتر بیماران مفید است. در اغلب موارد درمان به سه مرحله تقسیم می شود. به خاطر داشته باشید که در این تقسیم بندی حد و مرز زمانی مشخصی بین مراحل وجود ندارد.

مراحل درمان افسردگی:١- در مرحله حاد بیماری، هدف از درمان تسکین دادن علائم افسردگی است. این مرحله معمولاً ١٢-٦ هفته طول می کشد، اما ممکن است بسته به نوع درمان و پاسخی که به آن داده می شود بیش از این نیز به طول بیانجامد.
٢- در ادامه بیماری، درمان برای بهبودی انجام می گیرد. در این مرحله درمان متعادل می شود مثلاً میزان مصرف دارو تنظیم می شود. این مرحله ممکن است ٥-٤ ماه طول بکشد.

در مرحله آخر درمان نگهدارنده صورت می گیرد و هدف از آن جلوگیری از عود بیماری است. اگر  با وجود درمان چند دوره ، افسردگی ایجاد شده باشد یا فرد به صورت مزمن بی حوصله و افسرده باشد و یا در مواردی که عوامل مستعد کننده برای فرد وجود داشته باشد درمان مداوم مورد نیاز است چون در این افراد احتمال عود بیماری بیشتر است.

برای درمان چه نکاتی را باید در نظر داشت؟
در سیر درمانی، پزشک عمومی نقش مهمی ایفا می کند چرا که در اولین قدم علائم شما را ارزیابی می کند و ممکن است یک علت زمینه ای طبی برای افسردگی پیدا کند که با درمان آن مشکل برطرف شود. وقتی مشخص شد که مشکل اصلی افسردگی است، ممکن است برای شما داروی ضد افسردگی تجویز شود. برخی اوقات پاسخ به این درمان خوب است و به درمان بیشتری نیاز نیست. اما اگر درمان اولیه کافی نباشد پزشک ممکن است شما را به متخصص روانپزشکی ارجاع دهد. چون معمولا پزشک عمومی به جزئیات درمان مانند روان درمانی و درمانهای تخصصی نمی پردازد، برای انتخاب روانپزشک باید دقت کنید و به او اعتماد داشته باشید. ممکن است روانپزشکی که فرد دیگری آن را به شما معرفی و توصیه می کند، برای شما مناسب نباشد و با او نتوانید به راحتی ارتباط برقرار کنید.

اصول درمان افسردگی: 
* درمان افسردگی ممکن است شامل داروهای ضد افسردگی، مشاوره تخصصی، درمانهای رفتار شناختی و یا ترکیبی از اینها باشد.
* در درمان افسردگیهای خفیف تا متوسط ممکن است مشاوره ی تخصصی کافی باشد.
* اگر علائم اولیه بیماری شما شدید باشند احتمالا هم دارو و هم مشاوره ی تخصصی باید صورت گیرند.
* اگر علائم هشدار دهنده ای مانند افکار خود کشی یا خطر آسیب به خود یا دیگران یا علائم شدیدتری مانند فاصله گرفتن از جهان واقع یا جنون و یا سوء مصرف بیش از حد الکل و داروها وجود داشته باشند، احتمالا بیمار بستری می گردد.
* افسردگی معمولا به وسیله داروها مشاوره و روان درمانی ویا ترکیبی از اینها با موفقیت درمان می شود. با این حال ممکن است مدت زمانی نیاز باشد تا نوع دارو ، میزان آن و نوع روان درمانی و مشاوره مشخص شود. معمولا 12 - 4 هفته طول می کشد تا داروها تاثیر کنند. پس از آن روند درمان سریعتر می شود.
* در موارد نادری ممکن است از درمان با الکتریسیته برای افرادی که به درمانهای دیگر پاسخ نمی دهند یا علائم جنون یا رفتارهای خطرناک برای خود و دیگران دارند استفاده شود. این درمان یک تحریک الکتریکی است که باعث ایجاد یک تشنج خفیف می شود و به نظر می رسد که با اثر بر واسطه های شیمیایی مغز باعت تسکین علائم می شود. درمان مداوم:
در حدود نیمی از افراد مبتلا به افسردگی دچار عود علائم می شوند. ادامه دادن درمان برای 15 –7 ماه بعد از بهبودی، خطر بازگشت بیماری را کاهش می دهد.

 در این مدت :
* رژیم غذایی متعادلی داشته باشید.
* از مصرف الکل اجتناب کنید.
*  ورزش کنید.
* خواب مناسبی داشته باشید.
*  حمایت اعضای خانواده و دوستان کمک کننده خواهد بود.
افسردگی شدید ممکن است عامل خطری برای بیماری عروق کرونر یا حمله  قلبی محسوب شود، ولی مهمترین خطر اقدام به خودکشی است. در حدود 15درصد از بیماران  مبتلا به افسردگی از این طریق جان خود را از دست می دهند.
 
چرا باید افسردگی را درمان کرد؟
 هر کسی در هر سن، جنس، نژاد یا وضعیت اجتماعی ممکن است به افسردگی مبتلا شود. از هر 10 نفری که به پزشکان مراجعه می کنند یک نفر افسردگی دارد. در نیمی از موارد بیماری این افراد تشخیص داده نمی شود و درمان نشده باقی می ماند. اگر افسردگی درمان نشود کیفیت زندگی بسیار پائین آمده و خطر خودکشی همواره وجود دارد. ممکن است شما تشخیص ندهید که افسرده هستید و یا به دنبال درمان آن نباشید. اما هر چه زودتر به فکر علائم و به دنبال درمان باشید شانس درمان کامل، سریعتر و بیشتر است. پیشگیری از عود بیماری نیز بسیار مهم است.افسردگی در هیچ سنی طبیعی تلقی نمی شود و درمان آن اهمیت زیادی دارد. افسردگی در بچه ها معمولا به سختی تشخیص داده می شود. در نوجوانی ممکن است افسردگی به علت تغییرات هورمونی ایجاد شود. برخی اوقات والدین این بچه ها نیز افسرده هستند و باید درمان شوند. همچنین افراد مسن ممکن است تصور کنند که احساس افسردگی آنها طبیعی است. درمان در این افراد از ناتوانی زودرس آنها جلوگیری می کند و از خطر مرگ مربوط به افسردگی می کاهد. حمایت خانواده در درمان افسردگی نقش مهمی دارد. داروها را نباید خودسرانه مصرف کرد. مصرف برخی داروها باهم ممکن است کشنده باشد. ترکیبات گیاهی نیز با برخی داروها تداخل دارند و ممکن است عوارض جدی ایجاد کنند. در برخی موارد حتی بعضی از غذاها ممکن است با دارو تداخل داشته باشند. بر اساس تاریخچه  بیماری، شدت و ماهیت افسردگی نوع دارو توسط پزشک انتخاب می شود و در مورد رژیم غذایی، و تداخلات دارویی توضیحات لازم داده می شود.
 


برچسب‌ها: افسردگی
نوشته شده توسط دکتر محمدرضا شمس انصاریShamsansari در 7:27 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفتم خرداد 1391

بی خوابی های مكرر افسردگی می آورد .

بی خوابی های مكرر افسردگی می آورد .

در يکي از گسترده ترين مطالعات انجام شده مشخص شد که نوجواناني که دچار بي‌خوابي‌هاي مکرر هستند، در آينده از نظر روحي آسيب پذيرترند و بيشتر در معرض افسردگي قرار دارند.

بی خوابی های مكرر افسردگی می آورد .

به گزارش ساينس ديلي،  محققان آمريکايي پس از بررسي 4175 نوجوان 11 تا 17 ساله که دچار اختلالات خواب و بي‌خوابي‌هاي مکرر بوده‌اند، موارد فوق را تاييد کردند. با توجه به نتايج، بي‌خوابي‌هاي مکرر در طول مدت يک سال در 9/13 درصد افراد يکي دو مورد از عوارض بي‌خوابي را نشان مي‌دهد، در 5/5 درصديکي دو مورد از عوارض به همراه خستگي و ضعف در طول روز را به همراه دارد و در 7/34 درصد موارد نيز خواب ناکافي موجب خستگي در طول روز مي‌شود و ممکن است فرد علت آن را نداند زيرا عارضه ديگري ندارد. بنا برهمين گزارش،  چنانچه اين بي‌خوابي‌ها به طور مکرر حداقل در طول يک سال ايجاد شود، فرد در آينده آسيب پذيرتر بوده و بيشتر دچار اختلالات روحي و افسردگي مي‌شود و در اين ميان سن، جنسيت و وضعيت مالي نيز از عوامل تاثير گذار هستند. به عقيده متخصصان، در اين سنين بين 8 تا 9 ساعت خواب براي تعادل در فعاليت‌هاي بدن و ذهن لازم مي‌باشد .


برچسب‌ها: بی خوابی, افسردگی
نوشته شده توسط دکتر محمدرضا شمس انصاریShamsansari در 21:19 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم خرداد 1391

افسردگی ودرمان


افسردگی

Depression

 

arrowrtl اختلال استرسي پس از حادثه يا

arrowrtl دارو های ضد افسردگی

arrowrtl English

 

 

 

درباره این بروشور    

 

اين بروشور برای تمامی كسانی كه تحت ‌تاثير احساسات ناشی از افسردگی می ‌باشند، توصیه می ‌گردد. در ضمن، اميدواریم اين بروشور برای دوستان و خويشاوندان كسانی كه ازافسردگی  رنج می برند، نيز مفيد واقع گردد. اين بروشور توصيف می ‌كند كه حس افسردگی چگونه است، چگونه افراد افسرده می ‌توانند به خودشان كمك كنند، چگونه می ‌توان به كسی كه افسرده است كمك كرد و اينكه از متخصصين چه كمكی می ‌توان گرفت. همچنین برخی  نکاتی راکه در مورد افسردگی  نمی دانیم، را توضیح    می دهد.در انتها فهرستی از منابعی را كه می‌توانيد اطلاعات بيشتری بيابيد،ارائه می شود

 

    :مقدمه

 

همه ما گاهی اوقات احساس خستگی، بدبختی و ناراحتی می‌‌كنيم، اين احساسات معمولاً بيش از يك يا دو هفته دوام نمی ‌آورند و چندان با روند زندگی ما تداخل ايجاد نمی ‌كند. گاهی اوقات دليل خاصی برای آن وجود دارد، گاهی هم فقط از غم و اندوه ناشی ميشود. ما معمولا خودمان از پس آنها برمی ‌آييم و نيازی به كمك گرفتن از دیگران نداریم

 :زمانی افرادافسردگی جدی دارند که

 ـ احساس افسردگی سريع برطرف نشود

ـ به قدری حالشان بد باشد كه زندگی روزمره آنها دچار اختلال گردد

 

ـ حس افسردگی چيست؟

 

حس افسردگی به مراتب قوی ‌تر و نامطلوب تر از  دوره‌های كوتاه مدت یأس و ناراحتی است كه همه ما گاه وبی گاه با آن مواجه می ‌شويم. معمولا بسيار طولانی مدت می ‌شود و می ‌تواند روزها، هفته‌ها و حتی ماهها طول بكشد

 

 اغلب افراد مبتلا به افسردگی دارای  همه علائم ظاهری ليست شده در اينجا        نيستند، ولی اكثراً حداقل پنج يا شش مورد را دارند. این علائم عبارتند از

 

ـ احساس ناراحتی در بيشتر اوقات, ولی ممكن است در هنگام غروب كمی        بهتر شوند

 

ـ از دست دادن توجه و علاقه به زندگی و عدم توانايی در لذت بردن از هر چيز         

ـ تصميم‌گيری مشكل‌تر می ‌شود

 

ـ نمی ‌توانند به چيزهايی كه  دوست دارند، بپردازند

 

ـ كاملاً احساس خستگی می كنند

 

ـ احساس بی‌قراری و اضطراب دارند

 

ـ كم اشتها شده و وزن كم می ‌كنند (برخی افراد برعكس، پراشتها شده و چاق می (شوند

 

ـ 1 تا 2 ساعت طول میکشد تا بخواب روند و زودتر از وقت معمول بيدار می ‌شوند

 

ـ علاقه خود را به سكس از دست می ‌دهند

 

ـ اعتماد به نفس آنها كم می ‌شود

 

ـ احساس بی مصرفی، بی كفايتی و نااميدی می ‌كنند

 

ـ از ديگران دوری می ‌كنند

 

ـ تند خو و بدخلق می ‌شوند

 

ـ در اوقات خاصی از روز، معمولا صبح‌ها حس بدی دارند

 

ـ به فكر خودكشی می ‌افتند

 

معمولاً ما متوجه نمی شویم که چگونه دچار افسردگی  می ‌شويم، زيرا به

 تدريج در ما ايجاد می ‌شود. ممكن است تصميم بگيريم با آن مقابله كنيم وخودمان را به خاطر تنبل بودن يا بی اراده بودن سرزنش كنيم. گاهی لازم است ديگران ما را متقاعد كنند كه كمك خواستن نشانه ضعف نيست. ممكن است تلاش كنيم برای غلبه برافسردگی خود به شدت كار و فعالیت كنيم. اين امر    می ‌تواند ما را به مراتب متاثر‌تر و فرسوده‌تر كند ما اغلب به دردهای فيزيكی و جسمی، سردردهای مداوم يا   بی ‌خوابی توجه نمی ‌كنيم، گاهی اوقات اين نشانه‌های فيزيكی می ‌تواند علامت اوليه افسردگی باشد

 

چرا افسردگی اتفاق می ‌افتد؟

 

برای افسردگی روز مره‌ای كه همه ما گاه به گاه تجربه می ‌كنيم، معمولا بيش از يك دليل وجود دارد.اين دلایل در افراد مختلف  میتوانندمتفاوت باشند.  ممكن است گاهی اوقات کاملاً واضح به نظر برسند و یا بالعکس آشكار به نظر نرسند.این عوامل  می‌توانندیک چيز نااميد كننده وياس آور باشند يا به خاطر از دست دادن چيزی یاشخصی باشد.اماگاهی اوقات، مشخص نيست که چرا احساس افسردگی می ‌كنيم. فقط بی ‌حوصله هستيم، قوز    می ‌كنيم، حس غم داريم، و انگار که از دنده چپ بلند شده‌ايم. واقعا نمی ‌دانيم چرا. به هر ترتیب اين احساسات می ‌توانند به قدری بد باشند كه ما نياز به كمك داشته باشيم.

 

ـ چيزهايی كه در زندگی ما رخ می ‌دهد

 

حس افسردگی بعد از يك رويداد عذاب آور، مثل سوگواری، طلاق و یا از دست دادن شغل، طبيعی به نظر می ‌رسد. ممكن است چند هفته يا چند ماه بعد هم به فكر كردن و صحبت كردن راجع به آن رويدادتلخ بپردازيم،ولی پس از مدتی این رویداد تلخ را به تدریج میپذیریم و سعی میکنیم که با آن کنار بیاییم. ولی عده‌ای از مانمیتوانیم با آن کنار بیاییم و دچار افسردگی میشویم

 

 

 

ـ شرايط محيطی

 

اگر ما تنها باشيم، دوستی نداشته باشيم،  نگرانی‌های فکری و جسمی داشته باشیم. احتمال ابتلا به افسردگی در ما بیشتر‌ می باشد.

 

ـ بيماری جسمی  

اغلب افسردگی وقتی بروز می ‌کند كه ما از نظر فيزيكی بيمار باشيم. اين امر نه  تنها برای بيماريهای تهديد‌کننده زندگی مثل سرطان و بيماری قلبی صادق است بلكه در مورد بيماريهای  مزمن، مثل آرتروز يا برونشيت نيز صدق می ‌كند

جوانتر‌ها ممكن است بعد از ابتلا به عفونتهای ويروسی مثل سرما‌خوردگی ،آنفولانزا یا تب غده ای دچار افسردگی شوند

ـ شخصيت

هر كسی می ‌تواند افسرده شود. ولی عده‌ای از ما به نظر بيشترمستعد ابتلا بافسردگی هستيم، اين امر ممكن است به علت خصوصیات خاص بدن ما، به علت تجارب اوليه در زندگی ‌مان يا هر دو باشد

 

ـ الكل

بسياری از افرادی كه زيادالكل می ‌نوشند، دچار افسردگی می ‌شوند. معلوم نيست اول كدام يك در شخص بروز می ‌كند نوشيدن مفرط يا افسردگی. همچنین افرادی كه خيلی زياد مشروب می ‌خورند بيشتر از ديگران مستعد خودكشی هستند.

ـ جنسيت

زنان بيشتر از مردان مستعد افسردگی هستند. بدين علت كه مردان كمتر دستخوش احساسات می ‌شوند، احساسات خود را سركوب می ‌كنند يا آنها را با خشونت بيان می ‌كنند يا اينكه از طريق نوشيدن زياد مشروب سركوب  می ‌كنند.از طرف دیگر، زنان معمولا بیشتر تحت استرس هستند.چون هم استرس محیط کار را دارند  و

در عين حال  باید مراقب بچه هم باشند

 

 

ـ ژن ها

افسردگی می ‌تواند به صورت خانوادگی باشد اگر يكی از والدين شما شديداً افسرده باشد، شما هشت برابر بيشتر مستعد ابتلا به افسردگی هستيد

 

افسردگی روان شيدايی

(Manic Depression ) چيست؟

 

حدود 1 نفر از 15 نفری كه دچار افسردگی شديد هستند. پريودهايی خواهند داشت كه  فوق العاده  فعال  و پرانرژی می ‌شوند. اين مورد، افسردگی روان شيدايی   ناميده می ‌شود.امروزه از آن بعنوان اختلال   (دو قطبی یا مانیک دپرشن)  نیز نام برده می شود.این نوع افسردگی به نسبت مساوی مردان و زنان را مبتلا می کند  

 

ـ آيا ابتلا به افسردگی شكلی از ضعف است؟

 

ممکن است از دید ديگران اینطور بنظر برسد كه شخص افسرده خودش خواسته که افسرده باشد.ولی  حقيقت اين است كه، افسردگی نوعی از  بيماری است که  می ‌تواند برای اكثر افراد اتفاق بيفتد و به هیچ عنوان نشانه ضعف نيست، حتی اشخاص قدرتمند نيز می‌‌توانند دچار افسردگی شديد شوند.

 ونيستون چرچيل که خودازافسردگی رنج می برد، افسردگی را "سگ سياه" می ناميد.

 

ـ چه موقع بايد كمك بخواهيم؟

 

ـ وقتی احساس افسردگی شما بدتر از حد معمول باشد و به نظر می ‌رسد بهتر نمی شود

ـ وقتی احساس افسردگی شما روی كار، علايق و احساسات شما نسبت به خانواده و دوستانتان تاثير بگذارد

ـ در صورتی كه شما حس كنيد كه زندگی ارزشی ندارد يا اينكه افراد دیگر بدون شما خوشتر خواهند بود

 در این شرایط ، صحبت با خويشاوندان يا دوستان مورد اعتماد ممكن است کمک کننده باشد،در غیر اینصورت  نياز است که توسط دكتر عمومی تان ویزیت شوید. گاهی اوقات دوستان و يا اعضائ خانوادتان متوجه تغييراتی در شما ميشوند و درباره شما نگران ميشوند

 

 

ـ كمك به خودتان

diamond  آنرا برای خودتان نگه نداريد
اگر اخبار بدی داشته‌ايد يا ناراحتی عمده‌ای داشته‌ايد، سعی كنيد به كسی كه با شما نزديك است بگوييد و به او بگوييد چه حسی داريد. اين اغلب به رفع ناراحتی كمك می ‌كند. در مورد آن با كسی حرف بزنيد. اين بخشی از مسير طبيعی التيام بخشی ذهن است.

 

diamond  كاری انجام دهيد

برای ورزش از خانه بيرون برويد.اگر شده حتی فقط برای پياده روی، اين امر به شما كمك می ‌كند تناسب فيزيكی خود را حفظ كرده و بهتر بخوابيد. ممكن است حس كنيد قادر به كار كردن نيستيد ولی بهتر است تلاش كنيدو فعال بمانيد

اين می تواند كار منزل باشد، آنرا خودتان انجام دهيد (حتی با انجام کارهای ساده مثل تعويض يك لامپ). اين می ‌تواند به ذهن شما كمك كند از افكار دردناكی كه شما را افسرده‌تر می ‌كنند فارغ شويد

 

diamondخوب بخوريد

سعی كنيد خوب بخوريد، وعده غذايی متوازنی داشته باشيد، ولواينكه ممكن است تمايل به غذا نداشته باشيد، سبزيجات و ميوه‌جات تازه بسيار مفيدند. افسردگی می ‌تواند وزن شما را كم كند و باعث کمبود ويتامين‌ها  شود كه باعث تشدید روند افسردگی میشود

 

diamond از الكل پرهيز كنيد

در مقابل تمايل مصرف الكل، برای سر پوش گذاشتن  و فراموش کردن غمهایتان ، مقاومت كنيد، الكل افسردگی را واقعاً بدتر می ‌كند، چند ساعتی حس بهتری به شما   می ‌دهد ولی بعداً حس افسردگی بدتری دوباره باز می‌گردد. مصرف خيلی زياد الكل ،شما را از درخواست كمك و حل مشكلتان باز می ‌دارد. در ضمن برای سلامت جسمانی شما نيز مضر است

 

diamond  بخوابيد

سعی كنيد نگرانی در مورد مشكل خوابيدن به خود راه ندهيد. گوش دادن به راديو يا تماشای تلويزيون در حاليكه دراز كشيده اید يا بدنتان در حال استراحت است می ‌تواند كمك زيادی بكند. حتی اگر نتوانيد بخوابيد، می ‌توانيد ذهنتان را به اين روش مشغول كنيد، به این طریق كمتر حس اضطراب داشته و خوابيدن برايتان ساده‌تر می شود.

 

diamond  علت را پيدا كنيد

اگر فكر می كنيد می ‌دانيد چه چيزی باعث افسردگی شما  است،  نوشتن آن و بررسی راه هايی كه می ‌‌تواند به حل آن كمك ‌كند،مفید خواهد بود

 

diamond اميدوار باشيد

بخاطر داشته باشید که

شما تجربه‌ای را پشت سرمی ‌گذاريد كه عده زيادی سپری كرده‌اند-

ـ شما به تدريج این دوره را  پشت سر می ‌گذاريد، گرچه ممكن است باور این موضوع برایتان مشكل باشد

ـ افسردگی می تواند تجربه مفيدی باشد.میتواند شمارا به شخصی سرسخت تر و قوی تر بدل کند که میتوانید وضعيتها و روابط افراد را شفافتر ببینید و درک بهتری از روابط بین افراد داشته باشید

شما ممكن است قادر به اخذ تصميمات و تغيیرات مهمی در زندگی خود باشيد كه قبلاً از آن اجتناب می ‌کرديد

 چه نوع كمكی در دسترس می ‌باشد

بيشتر افراد افسرده توسط دكتر عمومی خود معالجه  می شوند. بسته به علائم بيماری، شدت افسردگی و شرايط محيطی، دكتر ممكن است شكل خاصی از روان درمانی، قرص‌های ضد افسردگی و يا هر دو مورد را تجويز كند

 

ـ روان درمانی / مشاوره

-گفتگو در مورد احساساتتان می ‌تواند مفيد باشد،  دکتر عمومی شما ممكن است مشاوری در مطب داشته باشد كه شما بتوانید با او صحبت كنيد. اگر افسردگی به     رابطه ‌تان باهمسر و یا شریک زندگی تان مربوط شود، انجمن  (    ریلیت 1 )   میتواند به شما کمک کند.   این انجمن بطور اختصاصی روی اینگونه مسائل کار میکند

 

اگر در حاليكه از معلولیت جسمی رنج می ‌بريدیا  مسئولیت مراقبت از فردی معلول می باشید،و دچارافسردگی شده‌ايد،با شرکت در گروههای خود درمانی و در میان گذاشتن تجاربتان با ديگران می توانید احساس بهتری داشته باشید

 

اگر قادر به كنار آمدن با فوت فردی از اطرافيان خود نيستيد. گفتگو درمورد آن با  ديگران می ‌تواند مفيدباشد

 گاهی اوقات بيان احساسات واقعی حتی به دوستان نزديك نيز مشكل است،در حالیکه در میان گذاشتن این احساسات با يك مشاور مجرب يا تراپيست می ‌تواند ساده‌تر باشد.بازگو کردن آنچه در سينه نهفته‌ايد، ميتواندكمك كننده باشد، خصوصاًاگر بتوانيداز کمک یک مشاور بهره ببرید که برای مدتی به طور اختصاصی به شما بپردازد.دراین صورت  به احتمال زیاد احساس بهتری خواهيد داشت  

 

 انواع مختلفی از روان درمانی وجود دارد، مواردی   از آنها برای افراد باافسردگی خفیف تا متوسط بسيار موثر است

رفتار درمانیِ شناختی2   به افراد كمك می ‌كند ديدگاههای منفی را كه می ‌تواند گاهی اوقات عامل افسردگی باشند را برطرف كنند. درمان‌ها بين فردی  و ديناميك  برای افرادی که نمیتوانند با دیگران رابطه خوبی برقرار کنند مفید است.   روان درمانی، اصولاً كار زمان بری است جلسات معمولاً حدود يك ساعت طول می ‌كشد و شما نياز به 5 تا 30 جلسه داريد. برخی تراپيست‌ها شما را هفتگی ملاقات می ‌كنند و برخی هر 2 تا 3 هفته يكبار.

 

ـ روان درمانی چگونه عمل می كند؟

 

اين بستگی به شكل درمانی كه شما اتخاذ كرده‌ايد ،دارد. تنها در میان گذاشتن نگرانی هايتان، با شخصی ديگر می ‌تواند مفيد باشد. چون شماحس می‌كنيد که با مشكلات خود تنها گذاشته نشده اید و حمايت می ‌شويد

ـ رفتار درمانی شناختی  به شما كمك می ‌كند ايده‌هايی را كه باعث افسردگی تان شده است را بررسی كرده و تغيیر دهيد

ـ مشاوره می ‌تواند به شما كمك كند در مورد  حس ‌تان راجع به زندگی و ديگر افراد شناخت بهتری بدست آورید

ـ درمان‌های ديناميك به شما كمك می ‌كندکه متوجه شوید که تجارب گذشته‌تان چگونه ممكن است روی زندگی حال حاضر  شما تاثير بگذارد

 صحبت کردن در گروه  می ‌تواند در تغيیر نحوه رفتارتان باديگران مفيد باشد.در گروه اين شانس را داريد كه بشنويد دیگران چگونه به شما نگاه می ‌كنند و فرصت برای بررسی روشهای مختلف رفتار و گفتگو موجود است

 

ـ مشكلات توام با روان درمانی

 

اين روشهای درمانی معمولا بسيار بيخطر هستند ولی  گاهی می ‌توانند اثرات جانبی داشته باشند. گفتگو در مورد مسائل ممكن است خاطرات بدی را از گذشته به ذهن آورد، و اين می ‌تواند شما را غمگين يا متاثر سازد

بعضی گزارش كرده‌اند كه روان درمانی می ‌تواند ديدگاه  و ارتباط افراد را با دوستان و خانواده‌‌شان تغيیر دهد. اين امر می ‌تواند روی روابط  تاثير گذار باشد. مهم است که  شما به تراپيست خود اطمينان  داشته باشیدوبدانید كه آنها آموزش لازم را ديده‌اند. اگر نگران  روان درمانی هستيد با دكتر يا تراپيست خود مشورت کنید. متاسفانه،مابا کمبود روان درمانگر مواجه هستیم و در برخی مناطق، ممكن است مجبور باشيد ماهها صبر كنيد

 

ـ راه‌حلهای جايگزين

سنت جان وارت3 یک داروئی گیاهی موثر می باشدکه در داروخانه ها قابل تهیه میباشد،این دارو در آلمان كاربرد وسيعي دارد و شواهدی وجود دارد كه در موارد افسردگی خفیف تا متوسط موثر است. مصرف يك قرص در روز کافی میباشد.به نظر می ‌رسد در اكثر موارد مشابه قرص های ضد‌افسردگی اثر میکند ولی برخی افراد گزارش   کرده اند که این دارو عوارض جانبی كمتری دارد. اگر داروی  ديگری مصرف می ‌كنيدقبل از استفاده ازسنت جان وارت با دكتر  خود مشورت کنید

 

ـ ضد افسردگی ‌ها

اگر افسردگی شما شديد است يا مدتها طول كشيده است، طبق نظر دكترتان برای مدتی  از دارو های ضد افسردگی استفاده خواهید کرد. اين دارو ها(ضد افسردگی ها) آرامبخش نيستند. گرچه ممكن است به شما كمك كنند احساس اضطراب و پريشانی كمتری داشته باشيد. اين داروها به افراد افسرده كمك می ‌كنند حس بهتری داشته باشندبطوريكه بتوانند دوباره از زندگی لذت برده و با مشكلات خود  به طور موثر دست وپنجه نرم کنند

به خاطر داشته باشيد كه ، برخلاف بسياری از داروها، شما اثر ضدافسردگی ‌ها را به سرعت حس نمی ‌كنيد. اغلب افراد، برای 2 يا 3 هفته اول، هيچ بهبودی در خلق و خوی خود مشاهده نمی ‌كنند، گرچه برخی مشكلات ديگر ممكن است با سرعت بيشتری بهبود يابند. مثلاً، افراد اشاره می ‌كنند كه بهتر می ‌خوابند و اضطراب شان کم می شود

 

ـ ضد افسردگی ‌ها چگونه عمل می ‌كنند؟

 

مغز از ميليونها سلول ساخته می ‌شود كه پيام‌ها را با استفاده از مقادير انبوهی اجزای شيميايی موسوم به انتقال دهنده‌های عصبی به يكديگر منتقل می ‌كنند. بيش از یکصد نوع ماده شيميايی مختلف در قسمتهای مختلف مغز فعال هستند.  در افسردگی، دو نوع از اين انتقال دهنده‌های عصبی نقش مهم‌تری دارند که عبارتنداز: سروتونين  و نورآدرنالين. ضدافسردگی ‌ها مقادیر  اين دو ماده شيميايی را در قسمتهای انتهايی عصب افزايش می‌‌دهند و بنابراين عملكرد  بخش‌هائی از مغز را كه از سروتونين و نورآدرنالين استفاده می‌‌كنند، تقويت می ‌كنند

 

ـ  مشكلات توام با ضد‌افسردگی ‌ها

 مثل تمام داروها، ضد‌افسردگی‌‌ها نيز اثرات جانبی(ناخواسته) دارند.اگرچه،اين اثرات معمولاً ملايم بوده و با ادامه درمان  بتدریج کاهش میابند. ضدافسردگی ‌های جديدتر مثل(اس اس آر آیز4 ) ممكن است در ابتدا كمی احساس تهوع به شما بدهند و  برای مدت كوتاهی احساس اضطراب كنيد. ضد افسردگی ‌های قديمی ‌تر        می ‌توانند باعث خشكی دهان و يبوست شوند.  دكتر شما معمولا توصیه به ادامه درمان میکند مگر اینکه عوارض داروئی بسیار شدید باشند

همانند هرگروهی از داروها، ضد‌افسردگی های مختلف نيز اثرات مختلفی دارند. دكتر شما ميتواند درباره عوارض و اثرات داروهااطلاعاتی به شما بدهد ومشتاق است درباره هرآنچه شما را نگران ميكند بداند.يك نسخه از بروشور اطلاعاتی را همراه با دارو از دارو ساز بگيريد.بعضی از این داروها باعث احساس گیجی و خواب آلودگی می شوند،که معمولاً در شب تجويز می شوند، بنابراين به نوعی می ‌تواند به شما كمك كنند بهتر بخوابيد. هرچند اگر در طی روز احساس خواب آلودگی می‌‌كنيد، بايداز رانندگی و یا کار با ماشين‌آلات خودداری كنيد

 مصرف اين قرصهااحتیاج به رعایت الگوی غذایی خاصی نداردو شما می ‌توانيد از رژیم غذایی معمول خود استفاده كنيد(اگر در مواردی نیاز به رعایت رژیم غذائی خاصی باشد دكتر به شما خواهد گفت). اين قرصها تداخل داروئی با مسكن‌ها ، آنتی ‌بيوتيك‌ها يا قرص‌های ضد بارداری ندارند. شما بهتر است که از مصرف الكل اجتناب كنيد.مصرف الكل و قرص می ‌تواند  باعث خواب آلودگی شديد شما گردد

معمولا قرص های ضد افسردگی توسط دکترعمومی تان تجویز میشود(و نه روانپزشک).در  وهله اول او شما را بطور منظم ویزیت خواهد کردتا مطمئن شود قرصها خوب عمل   می ‌كنند. اگر قرصها موثر باشند برای حداقل 4 ماه بعد ازاحساس بهبودی نیز تجويز خواهند شد. اگر اين  اولین تجربه افسردگی شما باشد ممكن است نیاز باشدبرای مدت  بيشتری قرص بخوريد. وقتی زمان قطع آن برسد، بايد به تدریج و تحت نظر پزشکتان قرصها را كم وسپس قطع كنيد

اغلب افراد نگرانند كه ضد افسردگی ‌ها ا عتياد آور باشند.در حالیکه اینطور نیست ولی شما ممكن است علایمی را در صورت قطع ناگهانی ضد افسردگی ‌ها تجربه كنيد ـ که می ‌تواند شامل اضطراب، اسهال، روياهای زنده يا حتی كابوس باشد. اين امر می ‌تواند تقريباً همواره با كاهش آهسته دوز آنها قبل از توقف کامل دارو، قابل اجتناب باشد. برخلاف دارو هائی مثل واليوم، نيكوتين يا الكل شما نیاز به افزايش مقدار دوز برای دستیابی  به همان اثر  نخواهيد داشت و هيچ وقت اعتیاد به مصرف آنها  پیدا نخواهيدکرد

برای آگاهی بیشتر میتوانید به بروشور داروهای ضدافسردگی رجوع کنید

 

 

 

ـ كداميك برای من مناسب است ـ روان درمانی يا مصرف قرص؟

 

اين بستگی به افسردگی شما و شدت آن دارد. در كل، روان درمانی در افسردگی خفیف تا متوسط موثر‌تر است. دارو در افسردگی خفیف خیلی موثر نيست. اگر افسردگی شما شديد باشد احتمالا نياز به مصرف داروی ضد افسردگی برای مدت شش الی نه ماه خواهد بود

 پس از بهبود نسبی بادارو های  ضد افسردگی، اغلب افراد  روان درمانی را روش مناسبی یافته اند . روان درمانی می ‌تواند به شما كمك كند روی مواردی در زندگی‌تان کارکنید كه اگربه آنها توجه نشود ممکن است دوباره افسرده‌شويد.هم ضدافسردگی‌ها و هم روان درمانی در كمك به افراد جهت بهبود افسردگی متوسط موثرهستند. بسياری از روانپزشكان معتقدند كه ضد افسردگی ‌ها در درمان افسردگی شديد موثر‌تر هستند. برخی افراد فقط ايده دارو را دوست ندارند، عده‌ای  هم ايده روان درمانی را نمی ‌پسندند بنابراين اینکه کدامیک موثرتر است امری نسبی است.در ضمن باید این نکته را هم در نظر داشت که مشاوره صحيح و روان درمانی  در برخی نقاط كشور در دسترس نمی باشد

وقتی افسرده باشيد تصمیم گیری سخت می ‌شود اين را به دوستان ،خانواده يا به كسانی كه اعتماد داريد، بگوييد آنها به شما كمك می ‌كنند تصميم بگيريد

 

ـ آيا به ديدن روانپزشك نياز خواهم داشت؟

 

 اكثر افراد افسرده توسط پزشک عمومی  درمان میشوند ولی  تعداد كمی از افراد بهبود نمی ‌يابند و به كمك تخصصی ‌تری نياز دارند. آنها احتمالا به روانپزشك يا عضوی از  تيم بهداشتِ روانی5 برای كمك اختصاصی ارجاع می شوند. روانپزشك يك دكتر است كه در زمينه درمان اختلالات روانی و روحی تخصص دارد. اعضای تيم بهداشت روانی ممكن است پرستار، روانشناس، مددكار اجتماعی يا متخصص کاردرمانی باشند.  هر یک از این افراد در مسائل بهداشت روانی مجرب و ورزيده هستند

مصاحبه اول با روانپزشك احتمالا يك ساعت طول ميكشد. ممكن است از شما خواسته شودبه همراه یکی از  خويشاوندان يا دوستانتان به روانپزشک مراجعه نمائید. نيازی به نگرانی نيست روانپزشك می ‌خواهد در موردگذشته شماودر مورد هر بيماری جدی يا مشكلات روحی شما در گذشته بیشتر  بداند. وی در مورد مسائلی كه اخيراً در زندگی شما رخ داده ،در مورداینکه چطور دچار  افسردگی شدید و در مورد سابقه درمانی و دارو یی شما سئوال می ‌كند. گاهی اوقات  پاسخ به تمامی اين سئوالات  ممکن است مشكل باشد، ولی به دكتر كمك می ‌كند به اطلاعاتی در مورد شما دست يابد و بهترين درمان را برای شما تجويز كندکه ممکن است صرفاً یک توصیه،تغییر دارو و یابستری در بیمارستان باشد(اگر افسردگی شما شديد باشد يا به نوع خاصی از درمان نيازمند باشید، بهتر است به بيمارستان برويد) اين فقط برای يك درصد افراد افسرده ضروری می ‌باشد

 

اگر هيچ درمانی را اتخاذ نكنم، چه خواهد شد؟

 

جالب اينكه 4 نفر ازهر 5 نفرافراد افسرده ظرف مدت 4 تا 6 ماه بدون هيچ كمكی كاملاً بهبود می ‌يابند. بنابراين چرا بايد به درمان افسردگی پرداخت؟

 

اگرچه 4 نفر از هر 5 نفر با گذشت زمان خوب می ‌شوند، 1 نفر باقيمانده،تا دوسال بعد هم افسرده می ‌ماند. ما قادر به پيش‌بينی دقيق اينكه نهایتاً چه كسی بهبود ميابد و چه كسی بهبود  نميابد نمی باشیم. حتی اگرهمه افراد مبتلا هم به تدريج بهبود يابند، تجربه افسردگی می ‌تواند به قدری ناخوشايند باشد كه تلاش برای كوتاه کردن  زمان آن ارزشمند است. به علاوه،افرادی که  اولین تجربه  افسردگی را  می گذرانند، 50  درصد احتمال ابتلای مجددبه افسردگی را خواهند داشت.همچنین خطر خودکشی -هر  چند تعداد كمی از افراد افسرده ممکن است اقدام به خودكشی کنند-را هم باید به موارد بالا اضافه کرد

 با بکار گیری برخی پيشنهاداتِ اين بروشور، ممكن است مدت افسردگی ‌تان كوتاه‌تر شود. اگر بتوانيد خودتان بر افسردگی غلبه كنيد، اعتماد به نفستان برای غلبه دوباره برآن در آينده افزايش خواهد يافت. هرچند، اگر افسردگی شديد یا مزمن باشد  ممكن است قادر به   كار نباشيدواز زندگی لذت نبريدکه دراین صورت نیازبه کمک پزشک دارید

 

ـ چگونه می ‌توانیم به كسی كه افسرده است كمك كنيم؟

 

 می توانیدشنونده خوبی باشيد، اين می ‌تواند سخت‌تر از آن چیزی باشد که به نظر میاید، ممكن است مجبور به شنيدن يك مطلب، بارها و بارها باشيد.  پيشنهاد یا نصیحت نکنید حتی اگرپاسخ به  نظر برايتان بسیار راحت و شفاف باشد مگر آنکه از شما خواسته شود که نظر یا پیشنهاد دهید. گاهی اوقات،  ممكن است افسردگی به علت یک  مشكل مشخص وواضح به وجود آمده باشد، در اين صورت ممكن است قادر به كمك به فرد افسرده باشيد تا راه حلی پيدا كند يا حداقل روشی برای غلبه بر مشكل بيابيد. تنها صرف وقت با كسی كه افسرده است نيز    می ‌تواند مفيد باشد. شما می ‌توانيد فرد افسرده را تشويق كنيد، به وی كمك كنيد حرف بزند، و كمك كنيد به كارهای عادی و روزمره خود بپردازد. كسی كه افسرده است باور اين موضوع که می ‌تواند بهتر شود برایش سخت  می باشد شما می ‌توانيد به وی اطمینان بدهيد كه بهتر خواهد شد ولی ممكن است مجبورشوید بارها اين مطلب را تكرار کنید. مطمئن شويد كه فرد به مقدار كافی غذا مصرف می ‌كند و از الكل دوری  می كند. اگر فرد بدتر شد و شروع به صحبت از عدم علاقه به حيات و زندگی كردو یا صحبت از آسیب رساندن به خود کرد،آن را جدی بگیریدوبه دکتر اطلاع دهید. سعی كنيد به وی كمك كنيد درمان را بپذيرد، وی را از مصرف دارو يا ديدن مشاور يا روانكاو مايوس نكنيد. اگر درمورد نحوه درمان نگران هستيد،با دكتر بیمار خود صحبت كنيد

 

 

RELATE1  

Cognitive Behavioural Therapy (CBT)2

St John's Wort 3

SSRIs4                                 

CMHT5                                                                                               

 


برچسب‌ها: افسردگی, سوگواری, طلاق, ضدافسردگی
نوشته شده توسط دکتر محمدرضا شمس انصاریShamsansari در 3:53 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم خرداد 1391

افسردگی اساسی

هر سال ميليونها نفر از نوعي افسردگي رنج مي برند. طبق تخمين پژوهشگران، يك سوم مردم در بخشي از عمرشان از افسردگي رنج مي برند. گرچه افسردگي به طور متوسط حدود 6 ماه طول مي كشد، اما علائم افسردگي شديد سالها باقي مي ماند. بعضي از افراد افسرده براي نجات از ناراحتي به فكر خودكشي مي افتند. با در نظر گرفتن تعداد افراد افسرده، طول زمان افسردگي و ناتواني حاصل از آن، روشهاي مقابله با افسردگي، مهم هستند. اين مقاله براي درمان و مقابله با افسردگي چند راه معرفي مي كند. 

يكي از روشهاي متداول درمان افسردگي، استفاده از دارو است. داروهاي متفاوت، اثرات متفاوتي در افراد متفاوت دارند. ممكن است دارويي براي يك شخص موثر باشد، ولي هيچ اثري بر روي شخص ديگري نداشته باشد. 

هر دارويي اثرات جانبي متفاوتي دارد كه عبارتند از: خشكي دهان، تهوع، دلشوره، بي خوابي، سر گيجه، بي تفاوتي، ضربان شديد قلب، و سردرد. معمولاً اين اثرات جانبي چند هفته بعد از اينكه بدن به دارو عادت كرد، محو مي شوند. به مصرف كننندگان اين داروها توصيه مي شود از كمترين مقدار دارو با افزايش خيلي كم، به مرور زمان، شروع كنند تا حالشان بهتر شود. ممكن است مصرف داروهاي ضد افسردگي چندين هفته طول بكشد تا نتايج مثبت بروز كنند. 


داروي ضد افسردگي بايد به وسيله يك روان پزشك تجويز و تحت نظر وي مصرف شود. اگر دارويي نامرتب يا به مقدار نادرست مصرف شود، ممكن است اثر نكند يا باعث عوارض جانبي شود. 
زماني كه داروي مناسب با مقدار موثر مشخص شد، مصرف آن معمولاً تا 6 ماه ادامه مي يابد. اما بعضي افراد به زمان بيشتري نياز دارند. شخص بايد به طور مرتب پزشك معالجش را ببيند تا اثر دارو كنترل شود. هرگز نبايد داروي ضد افسردگي را ناگهاني ترك كرد، زيرا اين كار باعث عكس العمل هاي شديد بدن مي شود. 

برخلاف باور عمومي، داروهاي ضد افسردگي، اعتياد آور نيستند. در بسياري از انواع افسردگي، انتقالات عصبي مغز از تعادل خارج مي شوند و براي بهبود آن، مصرف دارو الزامي است. اين داروها به طور معجزه آسا افسردگي را معالجه نمي كنند، در عوض سطح فعاليت شخص را تا حدي افزايش مي دهند كه درمانهاي ديگر مانند مشاوره مفيد واقع شوند. 

مشاوره روش متداول ديگر براي درمان افسردگي است. بيشتر مواقع، دارو و روان درماني براي نتايج بهتر به طور همزمان استفاده مي شوند. روان درماني، ملاقات با يك متخصص به صورت مرتب است تا دلايل افسردگي مشخص شوند، و افكار منفي شخص عوض شده و فرد مشغول فعاليتهايي شود كه زندگي سالمتري داشته باشد. بيشتر افراد افسرده درباره خودشان افكار منفي دارند. روان شناس به چنين افرادي كمك مي كند تا عوامل منفي را شناسايي و آنها را با افكار مثبت عوض كنند تا دنيا را به نحو ديگري ببينند. 

روان درماني گروهي، روش ديگري براي معالجه افراد مبتلا به افسردگي است. اين روش درماني، وابستگي به يك گروه مشابه، و امكان تبادل عقايد و احساسات را فراهم مي آورد. معمولاً چنين گروهي به وسيله يك مشاور متخصص اداره مي شود. تعداد افراد در يك گروه و رده سني آنها، و همچنين تعداد و طول زمان جلسات بر طبق نظر روان شناس متفاوت است. 

برخي از اشخاص توانسته اند با خواندن كتابهاي مناسب، افسردگي خود را معالجه كنند، ولي خواننده قبل از استفاده اين كتابها بايد از صلاحيت نويسندگان آن مطمئن شود. با اين حال اگر افسردگي، شديد يا طولاني مدت باشد، تنها با خواندن چند كتاب درمان نخواهد شد. 

نمي توانيم مغز را از بدن جدا و آن را جداگانه معالجه كنيم. تمام ابعاد زندگي يك شخص بايد مورد آزمايش قرارگيرد. براي مثال، مصرف مقدار خيلي زياد كافئين يا عادات غذايي نامناسب مي توانند عوامل مؤثر در افسردگي فرد باشند. نوشيدنيهاي الكلي و سيگار كشيدن از عوامل افسردگي هستند. محدود كردن مقدار غذا در روحيه و سلامت رواني شخص اثر منفي مي گذارد. زيرا غذا براي انجام فعاليتهاي مغزي و بدني لازم و ضروري است. بنابراين، داشتن يك برنامه تغذيه سالم و نه يك رژيم غذايي براي لاغري، مي تواند به درمان افسردگي كمك كند. 

كمبود ورزش هم از عوامل افسردگي است. ورزش منظم باعث مي شود كه مغز هورمونهاي اندورفين (endorphins) و مواد شيميايي ديگري ترشح كند كه به طور طبيعي به روحيه بهتر كمك مي كنند. لازم نيست روزي 20 كيلومتر بدويد يا روزي 6 ساعت وزنه برداري كنيد تا از مزاياي ورزش بهره ببريد. فقط چهار روز در هفته و هر بار به طور سريع نيم ساعت پياده روي كنيد تا با افسردگي مبارزه كنيد. 

از نظر بعضي افراد، مراجعه به متخصصان يا مصرف دارو غير قابل تصور است. چنين طرز فكري فقط باعث شدت افسردگي مي شود. ولي اين به آن معني نيست كه شخص نمي تواند كاري براي خودش انجام دهد. 

مثبت فكر كردن همانند موسيقي، نيروبخش و مفيد است. صحبت نكردن با افراد منفي باف، كمك خواستن از افراد پشتيبان، مرخصي گرفتن، و حتي استعفا دادن از شغل نامناسب، به معالجه افسردگي كمك مي كند. برخي از روشهاي درمان افسردگي توسط خود بيمار عبارتند از: نوشتن فهرستي از اهداف همراه با فعاليتها و مراحل مورد نياز براي دستيابي به آنها، انجام كارهاي هنري، پرسيدن نكات مثبت خود از ديگران، و انجام فعاليتهايي كه در گذشته براي وي لذت بخش بوده است. در ضمن، تمرين تنفس عميق كردن، نگاهي به موفقيتهاي گذشته و تماشاي فيلم يا نمايشهاي خنده دار هم سودمند است. 

افسردگي ممكن است يك يا مجموعه اي از چند عامل داشته باشد و به شكلهاي متفاوتي بروز مي كند. معمولاً افسردگي باعث غيرفعال بودن شخص مي شود. شخص نمي تواند راه حلي پيدا كند. تنها كاري كه بايد انجام دهيد، برداشتن قدم اول است، چون فقط خود شما مسئول سلامتي خودتان هستيد. قبل از افسردگي، زندگي بود و بعد از افسردگي، زندگي بهتري در پيش است. اگر يك روش مفيد واقع نمي شود، از روش ديگري استفاده كنيد و همين طور ادامه دهيد تا يك روش مؤثر واقع شود. به خاطر داشته باشيد كه نبايد اجازه دهيد افسردگي بر شما غلبه كند. زندگيتان را تحت كنترل در آوريد و بر افسردگي خود پيروز شويد. 


برچسب‌ها: افسردگی, سوگواری, طلاق, ضدافسردگی, اعتیاد
نوشته شده توسط دکتر محمدرضا شمس انصاریShamsansari در 3:51 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم خرداد 1391

افسردگی


افسردگی چیست؟

همه ما در طول زندگی در دوره های کوتاه و بلند احساس داشتن غم و اندوه را خصوصاً در هنگام از دست دادن همسر و یا نزدیکان، هنگام کار و یا از دست دادن آن، تجربه کرده ایم و همه ما قادر به مقابله با این حوادث هستیم. اما زمانی که این اندوه، بیش از اندازه و پایدار و عمیق باشد ممکن است منجر به بیماری افسردگی گردد.

امروزه علم شناخت فعل و انفعالات بیو شیمیایی مغز یا تغییرات شیمیایی در مسیرهای عصبی که اصطلاحاً نروترانسمیتر نامیده می‌شوند در ایجاد آثار بیماری افسردگی نشان داده است که این تغییرات شیمیایی خودرا بصورت علائمی‌همچون تغییر خلق، کاهش اشتهاء، تحریک پذیری، خستگی مفرط و بی علاقگی نمایان می‌سازد.البته دانشمندان علم ژنتیک یک ژن خاصی را مسئول این بیماری معرفی نمی‌کنند بلکه ترکیبی از ژنهای مختلف، شخص را مستعد به بیماری مذکور می‌نماید.

در واقع زمینه ژنیتیکی و همچنین مجموعه ای از رویدادهای پر از استرس و آسیب زای زندگی، همچون از دست دادن نزدیکان، همسر و یا ویژگیهای شخصیتی مانند بدبین بودن و تمایل به تنهایی می‌تواند فرد را به سمت ابتلاء به بیماری افسردگی هدایت نماید.

در هر لحظه از زمان حداقل 15 تا 20 درصد افراد بزرگسال جامعه ممکن است عوارض و نشانه های افسردگی شدید را از خود نشان بدهند و میلیونها نفر در هر لحظه در جهان تحت درمان افسردگی قرار گیرند.

خوشبختانه، امروزه به دلیل تحقیقات گسترده علمی‌و جدید درمان این بیماری بسیار راحتتر شده است .تشخیص زود هنگام افسردگی و داروهای جدیدتر، مثل داروهایی که مستقیماً تغییرات شیمیایی مغز را مورد هدف قرار می‌دهد می‌توانند عوارض و یا دوره های سخت بیماری را تحت کنترل در آورند.

درمان به موقع می‌تواند نورامید بخش زندگی را به بیمار برگرداند.

انواع افسردگی

همانند هر بیماری دیگری مثل انواع بیماریهای قلبی یا پوستی بیماری افسردگی نیز فرمهای مختلفی دارد. که با این تقسیم بندی تشخیص و درمان آن راحتتر است البته قابل ذکر است که همچنان تحقیقات علمی‌ادامه دارد و ممکن است فرمهای دیگری نیز در آینده ارائه گردد.

در حال حاضر سه دسته عمده افسردگی عبارتند از :

1.  افسردگی شدید(عمده)Major Depression      

2.  افسردگی پایدار ولی خفیفDysthmia             

3.  اختلال دو قطبی

البته بیماران ممکن است انواع متفاوت از علائم و نشانه‌ها را داشته‌باشند که با همپوشانی گروههای مختلف همراه باشد.
 
 


برچسب‌ها: افسردگی, ناامیدی, دوقطبی, فصلی, اساسی
نوشته شده توسط دکتر محمدرضا شمس انصاریShamsansari در 3:48 |  لینک ثابت   •